misagh
مردی که کوه را برداشت، کسی بود که با جمع آوری سنگریزه ها شروع کرد.
misagh
با تمام فقرعشق را گدایی نکن و با تمام ثروت خریدار عشق مباش.
misagh
رفیق پابرهنه ها باش، چرا که ریگی به کفش شان نیست.
misagh
آن چه که با پول می خری، رفع مشکل نیست، پرداخت هزینه است.
misagh
از زشت رویی پرسیدند:"آن وقت که جمال پخش می کردند، کجابودی؟" پاسخ داد:"درصف کمال."
misagh
شاعر گوید: دوچیز تیره ی عقل است، دم فروبستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی بنابراین: اگر کسی به تو لبخند نمی زند، علت را در لبان بسته ی خود جست وجو کن و وقتی می توانی با سکوت حرف بزنی، بر پایه های لغزان واژه ها تکیه نکن
misagh
دوستان روز خوبی داشته باشید ، بای بای..........
misagh
اگر خداوند ؛ یک روز ارزوی انسان را براورده میکرد من بی گمان دوباره دیدن تو را ارزو میکردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا انگاه نمیدانم براستی خداوند کدامیک را می پذیرفت
misagh
اگر کینه نبود؛قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند
misagh
اگر عشق نبود ؛ به کدامین بهانه میگریستیم و میخندیدیم؟ کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب میاوردیم؟ اری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم .... اگر عشق نبود
misagh
اگر همه ثروت داشتند ؛ دل ها سکه ها را بیش از خدا نمیبرستیدند و یکنفر در کنار خیابان خواب گندم نمیدید ؛ تا دیگران از سر جوانمردی ؛بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند اما بی گمان صفا و سادگی میمرد .... اگر همه ثروت داشتند
misagh
اگر دیوار نبود ؛ نزدیک تر بودیم ؛ با اولین خمیازه به خواب میرفتیم و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمیکردیم
misagh
اگر غرور نبود ؛ چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند ؛ و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان جستجو نمیکردیم