nazanin
شماره تلفن ناشناس ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟ دختر :بله ،شما؟ ناشناس : من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم !! شماره ناشناس بعدی : ناشناس : دوست پسر داری؟ دختر : نه نه اصلا ناشناس : من دوست پسرتم ... واقعا که ... دختر : عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!! ناشناس : خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو!!!!!!!!!!!!!!{-105-{-105-
nazanin
درونم غوغاست ... ساده میشکنم .. با یک تلنگر کوچک ... این گونه نبودم .... ، شــــدم !
nazanin
یادتان باشد!!همه ی قراردادهارا که روی کاغذهای بی جان نمی نویسند !! .........بعضی ازعهدها را روی قلب های هم می نویسیند ......حواست به این عهدهای غیرکاغذی باشد ...شکستنشان یک آدم را می شکند.....
nazanin
پدران ما هرگز جمله عاشقانه ای به مادرانمان نگفتند شعری از نیما و سهراب برا یشان نخواندند ... شعر کوچه را از بر نداشتند ... ... پس چگونه بود تا همیشه در کنار هم ماندند و گذشتند از آرزوهایی : ... که ما نه به آن میرسیم و نه از آن می گذریم حتی به بهای گذشتن از "هم"...
سلام نازی جان ...
14 سال و 9 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 25 دقيقه قبل