دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
میترا

آخه چرا وقتی SMS خالی میفرستیم انگلیسی حساب میکنن؟ ازکجا میدونن به چه زبونی سکوتــ کردیم؟ آقا اصن من دوس دارم فارسی سکوت کنم.. مسئولین، رسیدگی لطقا.

میترا
میترا

کسانی که معتفدن اونی که رفته خودش برمیگرده،%99 درصدکفتربازن *

میترا
میترا

به دانشجو خــوب هــیـچـوقت شـمــاره اسـتـادش رو بـرای شـوخـی بعـنـوان فـــروش گـوســفــنـد زنـده تو نـیـازمندیها چــاپ نـمـیكنه

میترا
میترا

@حمیدرضا دارم فکر میکنم امروز چه روزیه؟ تو یادته؟ حس میکنم یه خبرایی هست! بیخیال چیزی یادم نمیاد … … ستاد حالگیری روز تولد دوستان

میترا
میترا

علی واکسیما را اکثر مردم تهران می شناسند، مردی که با واکس زدن کفش شهروندان تهرانی امرار معاش می کند، اما به تازگی موتور سه چرخه خود را تبدیل به خودرو کفشی کرده و با آن در خیابان های تهران کار می‌کند. وقتی مردم از کنار او رد می شوند با لبخند به آنها نگاه می کند و می گوید بیایید عکس بگیرید ... علی به شوخی می گوید: به تازگی ورژن جدید ماشینش را رو کرده و تصمیم دارد برای تولید انبود آن با ایران خودرو بر سر میز مذاکره برود ...

میترا
میترا

مادرم همیشه میگفت یک زن هرگز نباید وقت داشته باشد، باید دائم کار کند وگرنه به محض اینکه بیکار شود فورا به عشق فکر خواهد کرد. دفترچه ممنوع آلبا دسس په دس

میترا
میترا

من بااستعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقت‌ها به دست‌هام نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی شوم. یا یک چیز دیگر. ولی دست‌هام چه‌کار کرده‌اند؟ یک جایم را خارانده‌اند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون کشیده‌اند و غیره. دست‌هایم را حرام کرده‌ام. همین‌طور ذهنم را. عامه پسند چارلز بوکوفسکی

میترا
میترا

(دور از جون حضرات ) بزرگ ترین پشیمانی ام، ساعت ها جمله ساختن برای کسانی بود که لیاقت ِ تنها یک کلمه را هم نداشتند... ایلهان برک

میترا
میترا

همه ما یک چیز می گوییم و خیال می کنیم از سایرین بیشتر رنج کشیده ایم ولی غم برای همه یکسان است، یکنواخت مثل داستان های عشقی. گرادزیا دلِدا

میترا
میترا

آخر هفته مهمون داريم و از اونجاييكه اصـولن دعوت مهمون برای مـا حکم میزبانی بازی های المپیک رو داره کـل زیر سـاخـت هـای خـونمـون دچـار پیشـرفـت هـای چشمگیـری میشـه' من نيمي خوام برم خونه

میترا
میترا

میگن سوالای تستی تو بهشت، همشون گزینه ی «نمیدانم» هم دارن.

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

من رودخانه ای را می شناسم که با دریا قهر کرد و عاشقانه به فاضلاب ریخت ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Nazanin
Nazanin

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا

پرستو و میلاد هر دو از نویسندگان موفقیت هستند.همیشه هم نوشته هاشون روبروی هم یا پشت و روی یه برگه هست.هر دو تو فـــیسبوک هم هستند.بعد جالبیش اینجاست تو ادلیست هم نیستند .

این ارسال را بازنشر کرده است.