میترا
بگذار از تجربه هایم برایت بگویم... ......اگر درد داری... تحمل کن... روی هم که تلمبار شد... دیگر نمی فهمی کدام درد از کجاست...!! کم کم خودش بی حس میشود..
میترا
. اینطور نمیشود باید یک غریق نجات همیشه همراهم باشد غرق در فکرت شدن اصلا دست خودم نیست …
میترا
خدایا مرا که آفریدی گارانتی هم داشتم ؟ دلم از کار افتاده !
میترا
این روزها هوای مرا نداری ، خفه نمیشوی ؟ بی هوای من !
میترا
ردپایت را که میگیرم ، از تو دورتر می شوم ، شاید کفش هایت را برعکس پوشیده ای !
میترا
لانهات را بر حباب حوصلهی مردمان نساز تا آواره بیحوصلگیشان نشوی . . .