ديشب لپ تاپ رو پامه بود باهاش کار می کردم بابام اومده تو اتاقم میگه لپ تاپت روشنه؟ میگم نه، رو زمین داشت گریه می کرد گذاشتمش رو پاهام آروم بگیره! بعد بهش میگم کاری داری باهاش؟ میگه نه، صدای گریه ش تا تو اتاق من میومداومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن!
زندگی باور میخواهد، آنهم از جنس امید، که اگر سختی راه، به تو یک سیلی زد، یک امید قلبی،، به تو گوید که خدا هست هنوز...... لحظه هایی باید دل خود را بسپاری به خودش تا که آرام شوی با عشقش
اگه میخواید برید راست با کرم حلزون چپ برید حلزون بالا برید حلزون پایین بیاید حلزون پوست کلفتین حلزون نازک نارنجی هستین با کرم حلزون الاتونین و کوفت... جدیدنم این شکم کوچیک کن تنتاک آقا ما اگه نخوایم اینا رو باید به کی بگیم؟؟

13 سال و 1 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 7 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 6 دقيقه قبل