#وقتی صبح پا میشی میبینی مادرت رو صندلی بالا سرت نشسته تولدتو تبریک بگه وقتی یه عالمه تبریک از دوستایی داری ک فکرشم نمی کردی دوستای ِ دور اما نزدیک تو دل
مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت.یک روز می خواست دنبال کاری برود. به شاگردش گفت:این کوزه پر از زهر است!مواظب باش آن را دست نزنی!
شاگرد که می دانست استادش دروغمی گوید حرفی نزد و استادش رفت.
شاگرد هم پیراهن یک مشتری را بر داشت و به
دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه گرفت و
بعد به دکان برگشت و تمام عسل را با نان خورد و کف دکان دراز کشید.
خیاط ساعتی نگذشته بود که بازگشت و با حیرت از شاگردش پرسید:چرا خوابیده ای؟
شاگرد ناله کنان پاسخ داد: تو که رفتی من سرگرم کار بودم،دزدی آمد و یکی از پیراهن ها را دزدید و رفت.
وقتی من متوجه شدم،از ترس تو، زهر توی کوزه را خوردم و دراز کشیدم تا بمیرم و از کتک خوردن و تنبیه آسوده شوم


13 سال و 1 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 19 دقيقه قبلچطولی ابجیییییییییییی
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 13 دقيقه قبلخوفم تو چطوري
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 12 دقيقه قبل
گووددددددددددددددد
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 10 دقيقه قبلچرا کمت پیداسسسسسسسسسسسسسس
كممو مي بيني وگرنه همم پيداست
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 21 ساعت و 52 دقيقه قبل