میترا
دنیا کار دستی نیمه کاره کودکیه که همیشه قیچی رو به چسب ترجیح می ده...
میترا
کاش گرگی می آمد و دستان سفید کرده اش را نشانمان می داد و در را برایش باز می کردیم … لعنتی … در این خانه را گرگ ها هم نمی زنند دیگر !!!
میترا
همیشه اشتباهات هنگام وقوع دردناک هستند اما سالها بعد مجموعه ای از اشتباهات همراه شماست که شما را به موفقیت میرساند . . . از فشار زندگی نترسید به یاد داشته باشید فشار ، توده زغال سنگ را به الماس تبدیل میکند . . .
میترا
می خواهی قضاوتم کنی ؟ کفش هایم را بپوش راهم را قدم بزن دردهایم را بکش سال هایم را بگذران بعد قضاوت کن !!!
میترا
این روزهایم به تظاهر می گذرد … تظاهر به بی تفاوتی تظاهر به بی خیالی به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست اما چه سخت می کاهد از جانم این “نمایش” !
میترا
آشنایی ما قدیمیست سالها ما غروب ماه را تماشا کردهایم و قرنها ماه غروب ما را
میترا
و پیرمرد که امروز به جای آجر دیوارها را با شعر می چید از تو می خواند: مرگ همین زندگی است که بی تو سر می کنم...
میترا
من نمیدونم کره خر کجاش فحشه ؟ خودت نگاه کن آخه