میترا
غـــرور ریشه ی بسیاری از جدایی ها....
میترا
یارو میره دبی تو رستوران میگه: الکباب کباب براش میارن میگه:الپیاز پیاز براش میارن میگه:البرنج برنج براش میارن با غرور میگه چقدر خوبه آدم عربی بلد باشه گارسونه بهش میگه اگه من ایرانی نبودم الکوفت هم بهت نمیدادن !! .
میترا
رنجت رابه دیگری مگو لاشخوران به مجروحی که مینالد بیشتر علاقه دارند...!!!
میترا
رسیدن که دل دل می زند بین فاصله هامان دلم پیرهن عروسکی قشنگش را تن می زند سرمه می کشد لپ هایش را نیشگون می گیرد و می نشیند نفس به نفس ِساعت ، ثانیه می شمارد ...
میترا
کودک که بودم وقتیزمین میخوردم مادرم مرا می بوسید،تمام دردهایم از یاد میرفت! دیروز زمین خوردم دردم نیامد اما به جایش تمام بوسههای مادرم به یادم آمد!
میترا
بعید می دانم این بار کشتی نوحی در کار باشد ! تنه های درخت، پشت این همه کامیون تابوت خواهد شد...!!!
میترا
دقت کردین اگه انگشتت با تبر قطع شه، دردش کمتره تا اینکه با کاغذ بریده بشه؟؟
میترا
میگی پایتخت رومانی چیه ؟ یارو لایک میکنه ! مثله اینه که به یکی بگی ساعت چنده ماچت کنه !
میترا
بهار هم که نباشد ، من به مهربانی تو ای دوست از شکوفه لبریزم
میترا
تنهایی، شاخهی درختیست پشتِ پنجرهاَم گاهی لباسِ برگ میپوشد گاهی لباسِ برف اما، همیشه هست!
میترا
یک استکان چای داغ ، مهمانِ منی کنار پنجره بخار گرفته وقت تنهایی نوشِ جـــــــــــــــانت چای رفاقتِ من همیشه تازه دم است ..
میترا
مهم نیست که بعداً چی میشه مهم اینه که دیگه هیچی مثل قبل نمیشه......
ما که نداشتیم به کجا رسیدیم!
14 سال و 3 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 56 دقيقه قبل