میترا
روزها تند و تند سر می خورند از لابه لای ذهن کجای این روزگارم؟
میترا
حال و احوال این روزهایم قاصدکی را می ماند که دلش حتی نه به باد و نه حتی به نسیم که به یک فوت خوش است
میترا
یه زمانی توو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که : تو اجازه بگیر برو بیرون منم 2دقیقه دیگه میام! بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو..... من که حلالشون نمی کنم!!!!!
میترا
هَــــر شَـبــ آب نَمـــک قِــــرقِــــره مـی کُنــد!! گلـــو دَرد دارد چِشـــم هــایَمــ
میترا
احــ ــسـاس قَشَـ ـنگیــســت ڪہ در خَـلـوت خــود، یــ ــاد یڪ دوسـت تــ ـو را غَـ ـرق تَمــ ـاشــ ـا ســ ــازَد
میترا
گاهی برای کشیدن فریاد هزاران پیکاسو هم کافی نیست..
میترا
یادمان باشد اگر دور شدیم از صدای نفس خاطره هاست که چنین دلگرمیم...!
میترا
این چرندیات که مینویسم و کَسی نمیخواندشان .. همه شان برای روز مباداست .. وقتی بیایی این هارا پرت میکنم جلویت .. تا بدانی که چه میگذشت وقتی نبودی .......!
میترا
خدا می داند چقدر دردناک است برای آدمی که زخم هایش را حتی از آینه پنهان کرده است در وصف خود بگوید: آی ...
میترا
اینجا آسمان صاف تا قسمتی به رنگ دوستی همراه با غبار فراق است ، توده ای سلام به سمت شما در حرکت است ، ضمنا احتمال بارش بوسه فراوان است . . .
میترا
درخت دلتنگ تبر شد وقتی پرنده ها سیم های برق را به شاخه هایش ترجیح دادند...!!!
میترا
تنها درختی که تو در سایه اش به خواب گنجشکها رفتی انار داده درست مثل دل من! .

13 سال و 25 روز و 21 ساعت و 2 دقيقه قبل