میترا
بزرگترین هدیه ای که میتوان به کسی داد زمان است چون هنگامیکه برای یکنفر وقت میگذاری قسمتی از بهترین روزهای زندگیت را به او داده ایی که دیگر باز نمی گردد.....!
میترا
ترس ازهجوم حـضورم ..چیزی جز تنهایی بامن نیست .. هر روز تكراريست صبح هم ماجرای ساده ایست گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند.
میترا
امروز به پایان می رسد از فردا برایم چیزی نگو ! من نمی گویم " فردا روز دیگری ست " فقط می گویم " تو روز دیگری هستی " تو فردایی همان که باید بخاطرش زنده بمانم. " جبران خلیل جبران "
میترا
خیلی روی ادمها حساب نکنید خدایتان هم همه ی انتظارات شما را براورده نمی کند اینها که فقط آدمند . . .
میترا
پاپتي از شكسته هاي دلم گذشتي رسوا شدي ... از خون ات گذشتم بر زمين ردي نماند ! خود بگو كدام عشق آسماني بود.....؟؟
میترا
هَركس از اين دُنــيـــــا چيزي برداشت من از اين دُنـــيـــــــا دَست برداشتم
میترا
عادت کرده ایم آنقدر که یادمان رفته است شب مثل سیاهی موهایمان ناگهان می پرد و یک روز آنقدر صبح می شود که برای بیدار شدن ... دیر است.............
میترا
اینجا از آسمان پاییز میبارد و من، دارم سر میروم از باران! مگر تو کجای جهانْ آه کشیدهای؟!
میترا
کاغذ سفید را هر چقدر هم که تمیز و زیبا باشد، قاب نمی گیرند برای ماندگاری در ذهن ها باید حرفی برای گفتن داشت.
میترا
لذتي داشت ، وقتي مرا ... با آن ميم مالكيت ، بنام خودش ميكرد...