میترا
گاهیــــ.......میشکنی از اینکه سادگیـــــ را به حساب ِ حماقتـــــ میگذارند.. ...
میترا
کوچه های عاشقی غریق باران دلتنگیست تا سیل نبرده شهر دل را برگرد و بیــــــــا .... .
میترا
سيب يا گندم فرقي نمي کرد مهم تعارف تو بود و اشتياق من براي فرار از بهشتي که نگهبانهايش طعم گناه را نچشيده بودند
میترا
اییز را به هیچ میانگارد دستی که دستهای ترا دارد.
میترا
دچار يعني عاشق و فكر كن كه چه تنهاست اگر كه ماهي كوچك ، دچار آبي درياي بيكران باشد
میترا
دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم .... نه برای اينکه آنهايی که رفتند را باز گردانم ؛ برای اينکه نگذارم بيايند ..
میترا
خیلی وقتها ،... خیلی دیر آدمهای اطرافت را می شناسی ... آنوقت تازه یاد می گیری به خیلی ها بگویی ... لطفا جلوتر نیا...!!!!!
میترا
سخت ترین دو راهی عشق دو راهی بین فراموش کردن و انتظاراست گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی . . .
میترا
از آن سو صدایی می آید؛ صدایی از دور دست ها صدایی که هم آشناست هم غریبه؛ صدایی که گاه در سکوت شبانه شنیده نمی شد و گاه در هیاهو ی روزگار به وضوح شنیده می شد صدایی که نمی دانم از آن کیست و چرا نامم را صدا می زد. این صدا از کجا به گوش می رسد ...
میترا
خوشبختي از ما روي برمي گرداند و آب از چشمان خانه جاري ... حال كه تو ، سير شده اي من پياز !!
میترا
لذتي داشت ، وقتي مرا ... با آن ميم مالكيت ، بنام خودش ميكرد...
میترا
سکوتِ من هیچگاه نشانه ی رضایتم نبود ... من اگر راضی باشم با شادی میخندم ! سکوت نمی کنم