میترا
من معتقدم رد پای مهتاب بر هر دلی بیفتد بی گمان عاشق می شود... دیرزمانی ست مهتاب گرده ی نور می افکند بر دلم باشد که ردپایی شود تا بی نهایت
میترا
ذهن ما باغچه ایست گل در آن باید کاشت،تا نروید علف هرز در آن ،زحمت کاشتن یک گل سرخ کمتر از برداشتن هرزگی آن علف نیست.
میترا
ای قطار! راهت را بگیر و برو نه کوه توان ریزش دارد! نه ریز علی پیراهن اضافه! هیچ چیز مثل سابق نیست...
میترا
هیس...لحظه ای ارام بگیر... این همه هیاهو و نا ارامی برای چه... خود را به درو دیوار سینه مکوب.... کسی در این غوغای تنهایی در پی تو نیست... ... همه تنها هستند
میترا
عادت کرده ام کوتاه بنویسم کوتاه بخوانم کوتاه حرف بزنم کوتاه نفس بکشم ... تازگی ها دارم عادت می کنم کوتاه زندگی کنم یا شاید کوتاه بمیرم نمی دانم فقط عادت کرده ام...
میترا
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود "- یک کم کنجکاوی پشت" همین طوری پرسیدم " - قدری احساسات پشت"به من چه اصلا " - مقداری خرد پشت " چه بدونم " -و اندکی درد پشت " اشکالی نداره" هست.
میترا
سنگینی باری که خداوند بر روی دوش ما می گذارد آنقدر نیست که کمرمان را خرد کند، آنقدر است که ما را برای دعا کردن به زانو در آورد.
میترا
از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می شوی.
میترا
آموختهام که هیچگاه نجابت و تواضع دیگران را به حساب حماقتشان نگذارم .
میترا
اگر گیاهان صدایی نداشته باشند
به معنای آن نیست که دردی ندارند .
میترا
بيچاره ترين گربه سال در دست يك ديوانه....