میترا
ای قطار! راهت را بگیر و برو نه کوه توان ریزش دارد! نه ریز علی پیراهن اضافه! هیچ چیز مثل سابق نیست...
میترا
هیس...لحظه ای ارام بگیر... این همه هیاهو و نا ارامی برای چه... خود را به درو دیوار سینه مکوب.... کسی در این غوغای تنهایی در پی تو نیست... ... همه تنها هستند
میترا
عادت کرده ام کوتاه بنویسم کوتاه بخوانم کوتاه حرف بزنم کوتاه نفس بکشم ... تازگی ها دارم عادت می کنم کوتاه زندگی کنم یا شاید کوتاه بمیرم نمی دانم فقط عادت کرده ام...
میترا
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود "- یک کم کنجکاوی پشت" همین طوری پرسیدم " - قدری احساسات پشت"به من چه اصلا " - مقداری خرد پشت " چه بدونم " -و اندکی درد پشت " اشکالی نداره" هست.
میترا
سنگینی باری که خداوند بر روی دوش ما می گذارد آنقدر نیست که کمرمان را خرد کند، آنقدر است که ما را برای دعا کردن به زانو در آورد.
میترا
از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می شوی.
میترا
آموختهام که هیچگاه نجابت و تواضع دیگران را به حساب حماقتشان نگذارم .
میترا
بيچاره ترين گربه سال در دست يك ديوانه....
میترا
موسی فریاد زد عصایم را بیاورید. فرعون وحشتزده پرسید میخواهی عصا را به اژدها تبدیل کنی؟ موسی گفت نه، میخوام برم. ببخشید دیگه، خیلی زحمت دادیم. [ ستاد مبارزه با فتنۀ پـَـــ نــه پـَـــ - واحد بنی اسرائیل ]
میترا
يه روز يه خارجيه ميخواسته پ نه پ بگه ، مخصوصا جلوي يه ايرانيه راه ميرفته كه ايرانيه ازش بپرسه اقا شما خارجي هستين اونم بگه پ نه پ آدم فضايي هستم ، كه يهو ايرانيه ازش ميپرسه : ببخشيد اقا ، شما آدم فضايي هستيد ؟!!!
میترا
رسالت ِ من این خواهد بود تا دو استکان چای ِ داغ را از میان ِ دویست جنگ ِ خونین به سلامت بگذرانم تا در شبی بارانی آنها را با خدای خویش چشم در چشم ِ هم نوش کنیم....
میترا
در ؛ " وا " می شود ... در ؛ " بسته " می شود ... در ؛ هم " وا بسته " می شود
میترا
آدم هایی هستند که بودنشون حتی مجازی به آدم آرامش می ده ! دوستی شون برات حقیقی می شه و یهو می شن یه قسمتی از زندگیت! ... ......آدمایی هستن که با تمام مجازی بودنشون ، سهم بزرگی تو حقیقت دوستی های تو دارن! قدرشونو بدون