دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
میترا

نام ها همیشه مهم نیست ... من ، من هستم ...من می مانم ...از دیاری آمده ام آشناتر از همیشه ... نه غریبم و نه غریبانه می نویسم ... تنها کلمات است که می ماند ... نوشته هایم واگویه هاییست با خود...لحظه های پلاسیده ام را در این صفحات خلاصه کرده ام ... مابین این کلمات خلاصه ...من خلاصه تر از آنی هستم که بتوانی مرا بشناسی

میترا
میترا

سیبی که آدم خورد کرم داشت یا آدمی که سیب خورد؟

میترا
میترا

چـه اشـتـبـاه بـزرگـیسـت....... تلخ کردن زندگی خود بـرای کـسـی کـه......... در دوری مـا شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگـیـش را سپری مـی کـنـه

میترا
ax asheghaneh_urpatogh.com (6).jpg میترا

بگذار ابر سرنوشت هر چه ميخواهد ببارد ما چترمان خداست

میترا
image-B4A1_4BD2DBAE.jpg میترا
در Im in love

فاصله ها را بگو به خود نبالند که خاطره با تو بودن تمام فاصله ها را میشکند.

میترا
میترا

باید از بهترین دوست ترسید چونکه هیچ کس روح تورا انقدر عریان ندیده است که جای دقیق زخم ها را بداند.....!

میترا
image-B4A1_4BD2DBAE.jpg میترا

نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم و نه به فرداهایی که "شاید" بیایی ... می خواهم امروز را زندگی کنم ... خواستی باش ... نخواستی نباش...

میترا
PaNaPa_29_20ist-com.jpg میترا

میترا
PaNaPa_16_20ist-com.jpg میترا

میترا
میترا

ديروز تو عروسی نشسته بودم یه بچه 3 ، 4 ساله اومد یک هسته هلو داد بهم، منم نازش کردم هسته رو گرفتم انداختم زیر میز، چند ثانیه بعد دیدم دوباره آوردش، این دفعه پرتش کردم یه جای دور دیدم دوباره آورد!! می خواستم این بار خیلی دور بندازمش که بغل دستیم بهم گفت آقا این بچس سگ نیست! طرف مامان بچه بود

میترا
میترا

احمقانه ترین کار زندگیم این بود که سعی کردم مفهوم ای دی اس ال رو برا مادربزرگم توضیح بدم

میترا
میترا

یه شب مادرم مریض بود داشتم ازش پرستاری میکردم بعد گفت برو برام آب بیار رفتم آب آوردم دیدم خوابش برده اومدم تریپ بایزید بسطامی بردارم صبر کنم بیدار شه یه دفعه یه لحظه خوابم برد آبو ریختم رو مامانم

میترا
images.jpg میترا

*کمپوت باز کردیم بخوریم ، به مامانم میگم : مامان فکرکنم مزش عوض شده ...میگه : آره میگم : بریزمش دور ؟ میگه : نه بزار تو یخچال بابات میاد میخوره !!!!سلامتی همه باباها....

میترا
images.jpg میترا

*به سلامتی‌ اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده همهٔ موهاش ریخته، به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟ باباش میگه قربونت برم از همهٔ اونا تو خوشتیپ تری ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

به سلامتی اونایی که... درد و دل همه رو گوش میدن...... اما معلوم نیست خودشون کجا درد و دل میکنن..