دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Mohammad
مرد - مجرد
امتیاز: 64.7

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(48 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Mohammad
Mohammad
توسط موبایل

وقتی درد هست عشق از سر آدم میپره.اما وقتی عشق هست درد هم از سر آدم میپره!

Mohammad
Mohammad
توسط موبایل

پیشاپیش سال نو برای همگی مبارک.

Mohammad
Mohammad

دل زخمی مرهم می‌خواهد، نه نمک! … در بازار نمک فروشان، عجب غوغاییست!

Mohammad
Mohammad

تو مرتب گفتی عاشق شو و من از عشق فرار میکردم.آخر مرا اسیر خودت کردی و حالا میگویی عشق جای خودش هوسهایت جای خودش!!!لعنت به کسی که عشق و هوس را کنار هم قرار می دهد.

Mohammad
Mohammad

عشق یک بیماری مهلک است.انسان را رنجور میکند همه چیز را از انسان میگیرد و در آخر می کشد.مراقب دلهایتان باشید.

Iman kamran
17652_344306509018906_760125699_n.jpg Iman kamran

#قلــــیــــون-2-سیب-اکسیژن ..... چه حسی هم گرفته

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Mohammad
Mohammad

خانم با شخصیت و زیبا و خوشکل و مهربون و بامعرفت از تهران با ماشین مدل بالا و شاسی بلند (منظورم شاسیه ماشینه)لطفا ماشینتو از جلو در پارکینگ بردار از صبح الافیم

Mohammad
Mohammad

امام باقر (علیه السلام): اگر كسى داراى چهار خصلت باشد هر چند از سر تا قدمش را گناه فرا گرفته باشد خداوند آن گناهان را به نيكى تبديل مى‌كند: راستگويى، شرم و حيا، نيك خلقى، روحيه شكرگزارى. بحار، ج 77 ص 52

Mohammad
Mohammad

سرما خوردم شدید...یعنی یه جورای هشتم و خشته ام

Mohammad
Mohammad

عشق و ثروت چه رابطه عجیبی دارند..!

Mohammad
Mohammad

عده ای در اوج بی دردی می نالند و عده ای در اوج درد سکوت تمام وجودشان را فرا گرفته.

Mohammad
Mohammad
توسط موبایل

335 نفر آنلاین ‏!!!!‏

Mohammad
Mohammad

تو را از شیشه می‌سازد، مرا از چوب می‌سازد خدا کارش درست است‌، این و آن را خوب می‌سازد تو را از سنگ می‌آرد برون‌، از قلب کوهستان‌ مرا از بیدِ خشکی در کنار جوب می‌سازد در آتش می‌گدازد، تا تو را رنگی دگر بخشد به سوهان می‌تراشد تا مرا مطلوب می‌سازد تو را جامی که از شیر و عسل پُر کرده‌اش دهقان‌ مرا بر روی خرمن بُرده خرمنکوب می‌سازد تو را گلدان رنگینی که با یک لمس می‌افتد مرا ـ گرد سرت می‌چرخم و ـ جاروب می‌سازد تو از من می‌گریزی باز هم تا مصر رؤیاها مرا گرگی کنار خانه یعقوب می‌سازد مرا سر می‌دهد تا دشت های آتش و آهن‌ و آخر در مصاف غمزه‌ای مغلوب می‌سازد خدا در کار و بارش حکمتی دارد که پی در پی‌ یکی را شیشه می‌سازد، یکی را چوب می‌سازد

Mohammad
Mohammad

پسر بچه ای وارد بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست .پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد . پسر بچه پرسید :"یک بستنی میوه ای چند است؟"پیشخدمت پاسخ داد :"50 سنت ".پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد. بعد پرسید :"یک بستنی ساده چند است؟" در همین حال ،تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند و پیشخدمت با اعصبانیت پاسخ داد :"35 سنت" پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت "لطفا یک بستنی ساده" پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت پسرک نیز پس از خوردن بستنی پول را به صندق پرداخت و رفت.وقتی پیشخدمت بازگشت از آنچه دید شوکه شد . آنجا در کنار ظرف خالی بستنی ، 2سکه 5سنتی و 5سکه 1سنتی گذاشته شده بود برای انعام پیشخدمت!!!!!!!!