5سالو 4ماه با هم دوست بودیم.دوست معمولی نه.با هم خوردیم خوابیدیم گریه کردیم خندیدیم.همه کار واسه هم کردیم.از همه چیز هم خبر داشتیم.از هرلحظه هم.خونشون میرفتم.با مامانش حرف زدم خونمون اومد با مامانم حرف زد.همه چی خوب نبود اما همین که همو داشتیم خوش بودیم.اما.........به خاطر خونوادهامون مجبور شدیم از هم جدا شیم.....الان 4روزه از هم بیخبریم....دارم آتیش میگیرم....