moein
توسط موبایل
پسر ۶ساله ی همسایمون داره با همکلاسی دختر مهدکودکشون دست به دست میان خونه به شوخی گفتم وقتی با یاری پس چی کم داری؟! برگشته میگه خونه خالی!!!! بچه نیستن اینا گودزیلان
moein
توسط موبایل
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻥ ﺑﭽﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﯿﻤﯽ ﺩﺭﻣﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻣﻮﻫﺎﺵ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﻻﻥ ﺷﺪﻡ ﻣﺜﻞ ﺭﻭﻧﺎﻟﺪﻭ ﯾﺎ ﺭﻭﺑﺮﺗﻮ ﮐﺎﺭﻟﻮﺱ؟ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻗﺮﺑﻮﻧﺖ ﺑﺮﻡ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭗ ﺗﺮﯼ..
moein
دلت که برای من تنگ شد بیا سراغ زیر سیگاریم کنار قبرستان خاطرات من بشین فاتحه بخوان..... اشک بریز.... من از تو در گذشتم
moein
بر لب هامان گذاشتیم سیگار ها را سرد بودند آن اول ها اما شیرین کام می گرفتیم از آن ها و مست بودیم اما افسوس که تقدیر چیز دیگری می خواست سیگارهامان می سوختند و خاکستر می شدند گرم شده بودند اما تلخ ... تو ، ته سیگارت را زیر پا له کردی و رفتی به دنبال نخی دیگر اما من سال هاست آن ته سیگار سوخته را می کشم
moein
یه روز 3 تا پسر بچه میرن پیش ملا نصرالدین میگن ما 10 تا گردو داریم میشه اینارو با عدالت بین ما تقسیم کنی؟ ملا می گه با عدالت آسمونی یا عدالت زمینی؟ بچه ها میگن خوب عدالت آسمونی بهتره با عدالت آسمونی تقسیم کن. ملا 8 تا گردو می ده به اولی 2 تا می ده به دومی دو پس گردنی محکم هم می زنه یه سومی بچه ها شاکی میشن می گن این چه عدالتیه ملا؟ ملا می گه خدا هم نعمتاشو بین بنده هاش همینجوری تقسیم کرده.... :=
moein
بــــــاور نمی كنم اینگونه عاشقـانه در مـن ، حبس شده باشی!! بگو با چه جادوئی مرا اینگونه نا عادلانه وقف خودت كردی؟
moein
دلشکسته ای کنار ِ پنجره سیگار می کشید ... خسته بود .... آنقدر خسته که یادش رفت بعد از آخرین پُک ، سیگار را به پایین پرت کند ... نه خودش را
moein
احساستو روم بنویس! اگر اعصابت خورد شد روم خط خطی کن! اشکاتو باهام پاک کن! حتی اگه سردت شد بسوزونم تاگرم بشی! اما فقط دورم ننداز!
moein
در دشمنی دورنگی نیست ، کاش دوستانم هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند.
moein
من چیستم؟ لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ