moein
دلخــــور که میشَـوم , بغـض میــکنم می آیم پشـت صفحـه ی مانیتــورم کامنـت مینویسـم ُ صورتک میگــذارم صورتکی که میخنـدد و پشتـش قایم میشــوم که فکـــر کنی میخنــدم و بخنـــدی... اشکهایم میـــــــآیند و من مدام با صورتک مجازی ام میخندم
moein
انگیزه ای برای آمدن ندارم. تکراری شده است. حتی این دفتر تنهایی من.
moein
عاشق که میشوی نا آرام میشوی ، گاهی حسود ، گاهی خود خواه ، گاهی دیوانه، گاهی آرام ، گاهی شاد ، گاهی غمگین ، گاهی خوشبخت ترین یک روز به خودت میایی میبینی تنهایی ؛ تنها ترین هیچ کسی رو نداری حتی برای درد و دل کردن و حرف زدن... تنها غم میماند کنارت و تنهایی و سیگار
moein
این لحظه ها تنم ی آغوش گرم میخواد با طعم عشق نه هوس.... این لحظه ها لبانم رطوبت لبهایی را میخواهد با طعم محبت نه شهوت... این لحظه ها گیسوانم نوازش دستی را میخواهد با طعم ناز نه نیاز..... این لحظه ها تنی میخواهم که روحم را ارضا کند نه جسمم را.....
moein
مدت هاست دلم احساس سنگینی می کند... مدت هاست یاد گرفته ام گریه نکنم ... مدت هاست دلم نتوانسته خودش رو سبک کنه ... مدت هاست دیگر در عمق قلبم کسی لانه ندارد ... مدت هاست تمام باورم این است که هرچه بود تمام شد، چه خوب چه بد نسیمی بود که وزید و رفت ... مدت هاست دل تنگ بارانم ... مدت هاست عاشقی را از یاد برده ام ... مدت هاست یاد گرفته ام بگویم، بنویسم خوبم تا بقیه بشنوند و بخوانند و باور کنند که خوبم ... نمی دانم که مدت هاست چرا این گونه شده ام ...
moein
گاهی دلت از سن و سالت می گیرد میخواهی کودک باشی کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد و آسوده اشک می ریزد بزرگ که باشی باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ..
moein
امشب یهو دلــــــــــــم کودتا کرد... تو رو می خواســـــــــــت.. . . . . . . . ســَـرَم رو کردم زیر ِ بالشت آروم به دلـــــــــــم گفتم خــــــــــفه شو.... دوره دموکراسی گذشته.... می زنم لهـــــــــت میکنم!!!!!!!!
moein
نشانی ام عوض نشده هنوز در همین خانه ام…! فقط دیگر… زندگی نمی کنم !
moein
خدایــــا ! خط و نشان دوزخـــــت را برایـــم نکش ! جهنم تـــــر از نبــــودنش جایـــی سراغ ندارم…
moein
خاطراتت صف کشیده اند ! یکی پس از دیگری ... حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند !! و من ... فرار می کنم از فکر کردن به تو مثل رد کردن آهنگی که ... خیلی دوستش دارم خیلی !!!
moein
همه حرووف الفبای انگلیسی رو اینطوری یاد گرفتن یا فقط من اینطوری ام؟ A B C D E F G H I J K elemeno P Q R S T U V W X Y Z
moein
امشب حال من، نمی زند چنگی به دل یاد باران های نم نم مرا کرده هوایی امشب ز پنجره نوری به اتاقم نمی آید انگار همه جا را پر کرده سیاهی امشب حال من دست خودم نیست کوچه های دلتنگی میزند مرا صدایی امشب لب پنجره نگاهم به آسمان ز مهتاب روشنایی میکنم گدایی امشب از اشک دلم خبری نیست افتاده بین چشم و قلب من جدایی امشب باز با یاد غم آرام می شوم چون ندیده ام جز غم، من با وفایی
moein
گاهی آنقدر دلم از زندگی سیر می شود... که میخواهم تا آسمان پرواز کنم و رویش دراز بکشم... آرام و آسوده... مثل ماهی حوضمان که چند روزیست روی آب است...
moein
زندگیِ من آرام می گذشت. اتفاقی نمی افتاد..! تا این که سکوتی تمامِ وجودم را دگرگون کرد! بی صدا آفتابی شد.. و دستِ مرا گرفت و به راهِ نوشتن کشید! آری سکوت! سکوتی که مشحونِ تحمل هاست.. سکوتی که از دنیا بریده است! کاش نبود.. اما وجودِ من آن را شدیدتر می کند. آی..! ای سکوتی که بی رحمانه مرا غرقِ محبت می کنی! نمی خواهم.. محبت نمی خواهم! آی صدای آشنا!... بد آمدی..چند روزی جرقه زدی رفتی. تماشای تو وقت می خواست گوشِ من پاسخی ندید دلم می خواهد صدایت را بشنوم.. همین!
moein
زخمی بر پهلویم هست روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که من میرقصم.