دیالوگ های ماندگار /// از بیگ جیم توی زندگی خیلی چیزها یادگرفتم ... بچه که بودم موقع دزدیدن قالپاق ماشینش مچ منو گرفت و گفت : پسر جون قالپاق رو بلند نکن، ماشینو بدزد! (Robin and the 7 Hoods)
میدونی چی داره اذیتم می کنه؟ یه عمر نداشتنت . آره، از دو ماه و اندی قبل. دیگه برا همیشه تنهام گذاشتی . فقط خاطره هات موند. همین خاطره ها دارن اذیتم می کنن. خاطره ها رو با هم ساختیم. حالا باید تنهایی مرورشون کنم. بازم هنوز فکر می کنی اذیت نمی شم؟ کاش می شد یبار جای من باشی تا بفهمی چی می گم.
وقت و بی وقت گریه . یه چیزایی هست . می خوای بگی. به کی؟ اونی که باید بهش بگی . نیست. برا همیشه خوابیده . حالا فقط می تونی باهاش حرف بزنی، البته تو خیال . کار دیگه ای از دستت بر نمیاد . گریه کن . گریه کن که خدا تو صدای گریه های بنده هاشه . خودش گفته همیشه کنارتم . گریه هم همیشگی شده با من .
گاهی آدم از دستش که کاری برنمیآید، میرود آنقدر راه میرود تا پدر پایش دربیاید. /// یعنی راستش، باید برود. باید برود آنقدر راه برود تا پدر پایش دربیاید. چون از دستش کاری برنمیآید.

13 سال و 26 روز و 18 ساعت و 15 دقيقه قبل
خدايش بيامرزد و بهشت برين جايگاهش باشد . 
13 سال و 26 روز و 4 ساعت و 55 دقيقه قبلخدا بیامرزه همه ی رفتگان شما رو شیرین خانم. وهمینطور همه ی اسیران خاک رو. ممنونم.
13 سال و 26 روز و 4 ساعت و 53 دقيقه قبلروحشون شاد

13 سال و 26 روز و 4 ساعت و 43 دقيقه قبلفاتحه ای نثار روحشون
ممنون عسل. خدا بیامرزه همه رفتگانتون رو.
13 سال و 26 روز و 4 ساعت و 32 دقيقه قبل