mohabat
من از گرگان بیشه نمیترسم از گرگهای در لباس دوست میترسم
mohabat
سلام به همگی دوستان روز خوبی داشته باشین هستی زیاد بخودت سخت نگیر عقدهاتو خالی کن
mohabat
چگونه بفرستم تپش های قلبم را برایت تا باور کنی تو را از یاد نخواهم برد
mohabat
خدایا چکار کنم نیمه گمشدمو الان پیدا کردم گناه من چیست دیوانه شدم
mohabat
سالهاست کوهستان دلم به حرمت ردپایت به برفهایش اجازه آب شدن نمیدهد.
mohabat
یک حرف زمستان ادمو گرم نگه میداره و یک حرف عمر ادمو سرد میکنه این حرفا چه کارهای با اداما میکنن
mohabat
خیسی چشمانم را تقدیمت می کنم تا هیچ وقت به پا کی رفاقتم شک نکنی سلام به همگی
mohabat
موشی در خانه صاحب مزرعه تله موشی دید به مرغ و گاو وگوسفند خبر داد همه گفتند مشکل توست به ما ربطی ندارد ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید از مرغ برایش سوپ درست کردند گوسفند را برای عیادت کنندگان سربریدند گاو را برای مراسم ترحیم سر بریدند ودراین مدت موش از سوراخ دیوار نگاه میکرد وبه مشکلی که به دیگران ربطی نداشت فکرمیکرد!!!!!
mohabat
چه ساده از من گذشتی انگار هرگز نبوده ام و چه ساده چشم برمن بستی به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام چگونه بشکنم ثانیه های دوریت را که دلتنگم
mohabat
خیلی تلخه که ببینی یه اهو اسیر پنجه های یه شیر شده ولی تلخ تر اینه که ببینی یه شیر اسیرچشمای یه اهو شوده
mohabat
از همه شما که این چند روز منو تحمل کردید ممنونم قبل از اشنایم با دنبالر خیلی غمگین بودم ولی بعد از اشنایی با حرف زدن با شما دوستان خیلی از غمام کم شد