mohabat
ای دوست اگر روی زدنیا چه کنم ؟ با خاطرات درون غمها چه کنم ساحل دل من و دوست دریای دل است در ساحل غمبدون دریاچه چه کنم
mohabat
و شما باران بهاری از اون دوستها هستید که ادم همش میگه به شعرهاش گوش کنه
mohabat
دوست مثل سنگ دریاست هی جمع میکنیم و دوباره به دریا پرتاب میکنیم ولی سنگهای پیدا میشن که ادم دلش نمیخواد از خود دور کنه
mohabat
ما شقایقهای باران خورده ایم سیلی ناحق فراوان خورده ایم ساقه احساسمان خشکیدهاست زخمها از تیغ طوفان خورده ایم تا چه بوده تقصیرمان تا چه باشد بعد از این تقدیرمان
mohabat
بچه که بودیم دل دردهاراباناله میگفتیم همه میفهمیدند.بزرگ که شدیم درددلهارابه هزارزبان میگوییم ولی هیچکس نمیفهمد ...
mohabat
ما شقایقهای باران خورده ایم سیلی ناحق فراوان خورده ایم ساقه احساسمان خشکیدهاست زخمها از تیغ طوفان خورده ایم تا چه بوده تقصیرمان تا چه باشد بعد از این تقدیرمان
mohabat
دلم گرم خداونديست كه بادستان من گندم برای ياكريم خانه میريزد! چه بخشنده خدای عاشقی دارم،كه میخواند مرا باآنكه ميداند گنهكارم!دلم گرم است میدانم بدون لطف اوتنهای تنهايم... برايت من "خدا" راآرزو دارم..!
mohabat
کاش بجای فاصله ها خط ریلی بود احساساتتو براش میفرستادی
mohabat
کسی نیست کمی دردو دل کنیم
mohabat
خدایا چکار کنم درد این دوری منو میکوشه اون نیست که بدونه چقدر زجر میکشم خدایا کمکم کن از یاد ببرم
mohabat
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند حیف من زاده امروزم خدایا جهنمت فرداست پس چرا من امروز میسوزم
mohabat
گاهی باران همه دغدغه اش باران نیست گاهی از غصه ی تنها شدنش می بارد
mohabat
ببخشید اشتباه شد ای دی مسنجر