mohabat
چه کسی باور کرد جنگل جان مرا با عشق تو خاکستر کرد
mohabat
در سایه دلشکستگی پیر شدم غم خوردم با غمت دلگیر شدم تا امدی اشنای قلبت باشم گفتی که من از غریبه سیر شدم
mohabat
چگونه بفرستم تپش های قلبم را برایت تا باور کنی تو را از یاد نخواهم برد
mohabat
خدایا چکار کنم نیمه گمشدمو الان پیدا کردم گناه من چیست دیوانه شدم
mohabat
در سرمای سوزناک خواستم ببینم در جدایی چه کسی مقصر بود ولی بیخیال شدم گفتم حتما تقصیر من بود
mohabat
ای دوست اگر روی زدنیا چه کنم ؟ با خاطرات درون غمها چه کنم ساحل دل من و دوست دریای دل است در ساحل غمبدون دریاچه چه کنم
mohabat
پای من خسته از این رفتن بود قصه ام قصه دل کندن بود دل که دادم به یارم دیدم راهش افسوس جدا از من بود
mohabat
عشق بورزید و تنفر را ازخود دور کنید شاید کلید شاد زیستن همین باشد
mohabat
و شما باران بهاری از اون دوستها هستید که ادم همش میگه به شعرهاش گوش کنه
mohabat
دوست مثل سنگ دریاست هی جمع میکنیم و دوباره به دریا پرتاب میکنیم ولی سنگهای پیدا میشن که ادم دلش نمیخواد از خود دور کنه
mohabat
میدونی الان چی میخورم حسرت یک لحظه دیدنت
mohabat
سالهاست کوهستان دلم به حرمت ردپایت به برفهایش اجازه آب شدن نمیدهد.
mohabat
اگرروزی من بمیرم تنها ارزویم این است که زیرلب بگوید یادش بخیر
mohabat
ما شقایقهای باران خورده ایم سیلی ناحق فراوان خورده ایم ساقه احساسمان خشکیده است زخمها از تیغ طوفان خورده ایم تا چه بوده تقصیرمان تا چه باشد بعد از این تقدیرمان
سلام
14 سال و 7 ساعت و 14 دقيقه قبلsalam
14 سال و 7 ساعت و 12 دقيقه قبل
14 سال و 7 ساعت و 11 دقيقه قبل