دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمد
مرد - مجرد
امتیاز: 333.25

دنبال‌شدگان

(138 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(154 کاربر)

گروه‌ها

(27 گروه)

بازدید

محمد
محمد

به سلامتی نیمکت آخر کلاس که زمانی عالمی داشتیم..........

محمد
محمد

یک خانم 45 ساله که یک حمله ی قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید: آیا وقت من تمام است؟ خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید . در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد کشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن)- جمع و جور کردن شکم . فقط به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!!! از اونجايي كه او زمان بيشتري براي زندگي داشت از اين رو او تصميم گرفت كه بتواند بيشترين استفاده را از اين موقعيت (زندگي) ببرد. بعد از آخرين عملش او از بيمارستان مرخص شد در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد . وقتی با خدا روبرو شد او پرسید: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟ خدا جواب داد : اِاِاِا شمايييييييد نشناختمتون

محمد
محمد

سلاام

محمد
محمد

. دیشب مهمون داشتیم ، یه بچه ی ۴-۳ ساله هم داشتن! بچه که چه عرض کنم ، زلزله هفت ریشتری ! از کله ی سحر دارم پس لرزه هاشو جمع میکنم ، هنوز تموم نشده! والا ما که بچه بودیم ، همون اول که میرفتیم جایی مامانمون میگفت "نمیدونین چه بچه ی خوب و آرومیه"! ما هم گیر میکردیم تو رودرواسی تا آخر مهمونی میشستیم یه گوشه گلای قالی رو میشمردیم که حرفِ ننه مون زمین نیفته ! اصلا نسلِ بامرامی بودیم �.جزغاله شدیم �حیف

محمد
محمد

پیر شدم آخرشم نفهمیدم کاربرد مداد سفید تو جعبه مداد رنگی چی بوده !؟ .

محمد
محمد

سلااااااام به همگی

محمد
محمد

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب. نخند! به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری. نخند! به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند. نخند! به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده. نخند! ...به دستان پدرت، به جاروکردن مادرت، به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد، به راننده ی چاق اتوبوس ، به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد، به راننده ی آژانسی که چرت می زند، به پلیسی که سرچهارراه باکلاه صورتش رابادمی زند، به مجری نیمه شب رادیو، به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد، به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند، به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد، به پارگی ریزجوراب کسی در مجلسی، به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان، به پسری که ته صف نانوایی ایستاده، به مردی که درخیابانی شلوغ ماشینش پنچرشده، به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلاممی گوید، به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد، به زنی که باکیفی بردوش به دستی نان دار

محمد
محمد

پیش از آنکه بالارفتن از نردبان موفقیت را آغاز کنید، مطمئن شوید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده اید. استفان کاوی

محمد
محمد

اینایی که تو تاکسی خودشونو میچسبونن به در که دختر کنارشون معذب نشه اینا که تو خیابون وقتی میبینن یه دختر با دوس پسرش داره راه میره سرشونو میندازن پایین اینا که میدونن اخلاقشون خیلی عنه و با هیشکی سازگار نیس و دیگه با کسی دوس نمیشن اینا که یه دایره فقط واسه تنهایی خودشون درست کردن اینا که تا یه مناسبتی میشه گوشی رو برمیدار تبریک بگن ولی کسی رو پیدا نمیکنن اینا که میرن زیر دوش آب بغضشون میترکه و گریه میکنن اینا که از هر پک سیگار و هر دقیقه تنهاییشون بیشترین لذت رو میبرن ای وای، ای وای، ای وای از اون ای وای های شهاب حسینی تو درباره الی اخ اخ اخ اینا، اینا، اینا، اینا... تورو خدا هواشونو داشته باشید

محمد
محمد

سلاااام

محمد
محمد

یه روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یك پسر ایرانی میگه: چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون كنن؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر شهوت پرستن كه نمیتونن خودشون رو کنترل كنن؟؟ پسره لبخندی میزنه و میگه: ملكه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟ و هر مردی ملكه انگلستانو لمس كنه؟! پسره انگلیسی با عصبانیت میگه: ... ...نه!مگه فرد عادیه؟!! فقط افراد خاصی میتون با ایشون در رابطه باشن!!! پسر میگه: خانومای ما همه ملكه هستن!!! ♥♥♥به افتخار همه دخترای ایروونی♥♥

محمد
محمد

باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم از جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم من نیستم چون دیگران بازیچه ی بازیگران اول به دام ارم تو را وانگه گرفتارت شوم

محمد
محمد

سلام

محمد
محمد

دلم درد میکند ، انگار خام بودند خیالهایی که به خوردم داده بودی .

محمد
محمد

ایـن روزهـا نـه مـجـالـی بـرای دلـتـنـگـی دارم و نـه حـوصـلـه ات را ولـی بـا ایـن هـمـه گـاه گـاهـی دلـم هـوای تـ ـو را مـی کن