mohammad
ردپایت را که میگیرم ، از تو دورتر می شوم ، شاید کفش هایت را برعکس پوشیده ای
mohammad
یــــه حـــــلقه تو چشم من، یـــــه حــــلقه تو دست تو
mohammad
چقدر خوبه که بدونی یکی یه جایی داره یه آهنگی رو فقط به یاد تو گوش میده . . .
mohammad
آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهی شد که امروز بدان فکر می کنی
mohammad
ما از اون پیرمرد، پیرزنای بی آزاری میشیم که حوصله ی کسی رو سر نمیبریم ! یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله ...
mohammad
سلامتی اونایی که درد دل همه رو گوش میدن اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن
mohammad
سلام بر دل هایی که در کلاس انتظار غیبت نکردند
mohammad
نمیدانم با آنکه میدانم از آن من نخواهی بود ولی با تار و پود جان برایت خانه میسازم
mohammad
آنقدر در کشتی عشقت نشینم تا سحر یا به عشقت میرسم یا غرق دریا میشو
mohammad
از تن خشک شاخه ها توقع جوانه نیست / اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست
mohammad
تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را ندیدند تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهدی که هیچکس با آنها نبست . . .
mohammad
” درد ” را از هر طرفش بخوانی درد است دریغ از “درمان” که عکسش ” نامرد ” است . . .