mohammadhossein
آدمهای سرزمین من تا پیش از اولین بوسه تا قبل از آغوش نخستین تا شروع تپش های بی امان دلتنگی تا آغاز قصه ای که در گوشت زمزمه می کنند عاشقند. اما ........!!!
mohammadhossein
گذشته ، تو فریاد تموم گریه هامی، تو خورشید یه بیخوابو سوزوندی... تو آزاری ... تو دردی... یه دیوار بلندی... گذشته مثل کوهی جنس سنگی... چی میشد تمام لحظه های من که میرن... بمیرن که امروز منو از من نگیرن
mohammadhossein
گاهی وقت ها سکوت همه چیز است... گفته ها سیاهی دفترند ...باید از بیرون دادن آنها پرهیز کرد. سکوت ، سپیدی درون و حاشیه دفتر است. که نه چشم را می آزارد نه خاطر کسی را مکدر میکند. دوست خوب کسی است که سپیدهای دفتر دوستی ات را بخواند. نه آنکه دائم سیاهی هایش را برایت ورق بزند.
mohammadhossein
گذشته ، تو فریاد تموم گریه هامی، تو خورشید یه بیخوابو سوزوندی... تو آزاری ... تو دردی... یه دیوار بلندی... گذشته مثل کوهی جنس سنگی... چی میشد تمام لحظه های من که میرن... بمیرن که امروز منو از من نگیرن
mohammadhossein
نمینویسم ... چون میدانم هیچگاه نوشته هایم را نمیخوانی... حرف نمیزنم ... چون میدانم هیچ گاه حرفهایم را نمیفهمی... نگاهت نمیکنم چون تو اصلا نگاهم را نمیبینی... صدایت نمیزنم ... زیرا اشک های من برای تو بی فایده است... فقط می خندم چون تو در هر صورت میگویی من دیوانه ام...
mohammadhossein
همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره
mohammadhossein
مرا به تختم ببندید و تنهایم بگذارید هرچقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید.... من دارم اورا ترک می کنم..!!!
mohammadhossein
از عقل كه سير مي شوم به خانه ي مجنون مي روم تا از سوخته هاي دلش زغالي بردارد و قلياني چاق كند و در گوشه ي چشم ليلي بنشينيمو زيبا ترين كامها را بگيريم و از شاهنامه اي بخوانيم كه آخرش خوش است !
نـداریـــم ..!!/.
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 23 ساعت و 36 دقيقه قبلخب زنگش بزن بیادش
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 23 ساعت و 34 دقيقه قبل
هــعی وای مــن !!
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 23 ساعت و 32 دقيقه قبل
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 23 ساعت و 31 دقيقه قبل
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 23 ساعت و 30 دقيقه قبل