مُجے پاراداکس
به مامانم ميگم پول بده!!!ميگه اونايي که دو روز پيش گرفتي چي شد؟؟نکنه همشو خرج کردي؟؟؟ تا اومدم بگم پـَــــــ ....... زد تو دهنم,نذاشت حرف بزنم..... . . . . من فقط ميخواستم بگم پـَـَـس اندازشون کردم...!!!!
مُجے پاراداکس
گشت ارشاد: نگذارید دخترانتان لباس های تنگ بپوشند؛ دیشب یکیشان را بردیم، هر کاری کردیم نتوانستیم شلوارش را در بیاوریم
مُجے پاراداکس
شام که نیست... زحمت خوردنشم ندارم....
مُجے پاراداکس
بی زحمت واسهی من یک برّه بکش.
مُجے پاراداکس
طوطي گرفتم فاميلمون اومده ميگه طوطيه؟ گفتم پَ نه پَ يا کريمه يه کم با فتوشاپ تغييرش دادم
مُجے پاراداکس
به اپراتور اداره ميگم لطفا شماره فلاني رو برام بگير . ميگه گرفتم وصل کنم؟ گفتم پَ نه پَ فوت کن , قطع کن
مُجے پاراداکس
یکی از فلسفی ترین مسائلیکه از کودکی داشتم و هرگز رَهام نمی کنه اینهکه,
این عموزنجیر باف که زنجیر رو بافت واسه چی انداختش پُشت کوه؟
ها؟! مَرض داشت؟ شیزوفرنی بود؟ عقده ی حقارت؟ واقعاً مشکلش چی بود؟!!!!
مُجے پاراداکس
خدا را شکر که [!] بوک آمد.... [!] بوک که آمد ما فهمیدیم که تمام دوستانمان چقدر مایه دارند... و چقدر مهمانے و مسافرت و خارج و فرنگ و دور همے و اسکے و اینها مے روند... و چقدر خوشحالند و ما نیز از خوشحالے آنها خوشحالیم... و ما فهمیدیم که چه دوستانِ ...مُدل و ...خوشگل و خوش تیپ و خوش هیکل و دخترکُش و پسرکُشے داریم و به آنها بالیدیم و هی همش لایک زدیم... و فهمیدیم که چه دوستان فیلسوفے داریم و چقدر شریعتے و کوروش کبیر و اینها...! ... دمه [!] بوک گرم خدا وکیلی ما رو از گمراهے نجات داد..!!
مُجے پاراداکس
این که بره نیست! قوچه؛ شاخ دارد نه...
مُجے پاراداکس
بهترینهای زندگی مجانی هستن...