مُجے پاراداکس
زن خوب مثل دایناسور می مونه که نسلش منقرض شده ولی مرد خوب مثل سیمرغ می مونه که از اول یه افسانه بوده!
مُجے پاراداکس
آدم به حوا: به نظرت قابیل بیشتر شبیه جنتی نیست؟ حوا: چی؟ ماشین لباسشویی؟ خودت روشن می کنی؟ نه نه اشتباهه
مُجے پاراداکس
به استاد ميگم لطفا كمكم كنيد دارم مشروط ميشم ميگه نمره ميخواي گفتم پَ نه پَ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاكي كه بايد بريزم تو سرم ميخوام!!!
مُجے پاراداکس
آقا! ما اومدیم لینک دعوتنامه رو گذاشتیم رو بنر دنبالر توی سایت خودمون! بعضیها میان میگن لینکت به دنبالر اشتباهه!!! خیلی باحالهها... نه؟
مُجے پاراداکس
آقایون، خانوما، دنبال یه شعار قشنگ میگردم واسه وبلاگم... کسی هست کمکم کنه؟
مُجے پاراداکس
بالاخره یکی مارو به بند شلوارش حساب کرد!!!
مُجے پاراداکس
به اخترکی که هزار و چهارصد و چهل بار غروب آفتاب در هر بیست و چهار داره حسودیم میشه ولی جرات اعتراف ندارم.
مُجے پاراداکس
کاش بفهمیم
عشقـــ زیــر خطــ کــــمربنــــد نیستـــــ
مُجے پاراداکس
نمیدانم چه روزهایست که میگیرم، از مغرب چشمانت، تا طلوع دستانت... اذانِ روزهای روزهداریم را سر و ته گفتهاند...
مُجے پاراداکس
یه هم-خدمتی داشتیم، فامیلش "روزخوش" بود... یه روز میفرستنش از دبیرخونه پادگان یه سری نامه تحویل بگیره، یارو بهش میگه اینجا رو امضاء کن، اسمت رو هم بنویس... طرف هم امضاء میکنه و مینویسه "امید روزخوش".... یارو هم یه نگاهی میندازه و میگه : "مرتیکه!! من میگم اسمت رو بنویس، واسم نوشتی به امید روزوی خوش، شب بخیر؟؟؟" هم-خدمتی ما هم با اشاره به اتیکت سینهاش میگه در حالتی مملو از بُهت میگه : "به خدا اسمم اینه"!!!
مُجے پاراداکس
خوب... بریم بخوابیم... امری نیس؟ خدافظ!!!