Mona
من میخوام یه دسته گل به آب بدم آرزوهامو به یک حباب بدم...
Mona
من گریزانم از این شکل حیات و از این غربت تلخ که به اجبار به پایم بستند می گریزم از عشق و تو ای نازترین خاطره ها همه جا در پی تو می گردم . . .
Mona
یه نفر با چشما و گوشای کاملا بسته در اداره های دولتی فقط از روی بو و رایحه موجود در فضا میتونه ساعت رو حدس بزنه بوی دهن : ۸ الی ۹ صبح بوی نون و خیار : ۹ تا ۱۰ بوی عرق: ۱۰ تا ۱۲ بوی جوراب : ۱۲ تا ۱ بوی میکس عرق ، جوراب ، گلاب : نماز ظهر بوی نهار :۱ تا ۲
Mona
برای تو ، مردن بهانه نمی خواهد ، وقت نبودنت خود مرگیست برای خودش . . .
Mona
خداوند اغلب اوقات به دیدن ما می آید ولی اکثر مواقع ما خانه نیستیم ................
Mona
چقدر دلم میخواهد نامه بنویسم! تمبر و پاکت هم هست و یک عالمه حرف! کاش کسی جایی منتظرم بود...!!
Mona
دختــــرک بــــرگشت چــــه بــــزرگ شــــده بــــود! پــــرسیدم پــــس کبــــریت هــــایت کــــو؟ پوزخنــــدی زد. گفتم مـی خواهم امــشب بــــا کبــــریت های ِ تو شهــــر را بــــه آتــــش بکشــــم دختــــرک نگــــاهــــی انــــداخت، تنم لــــرزیــــد.... گفــــت:کبــــریت هــــایــــم را نخــــریــــدنــــد سال هــــاست تــــــــــــن مــــی فــــروشــــم...