arash
نکند گم شده باشی میان ساعت که اینقدر دیر کرده ای؟ نکند با ساعت قدیم بیایی سر قرارمان کنار آخرین درخت؟
arash
من اگه خـــــــــــــــــــــدا بودم ... یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده هام رو میشمردم ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــــــــــها نمونده باشه ... و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم !!!!
arash
پسره اصفهانیه به باباش میگه پنج هزار تومن بده.باباش میگه چی , چهار هزار تومن؟ سه هزار تومن میخوای واسه چی ؟ بچه های مردم روزی دو هزار تومن میگیرن با همون هزار تومن کنار میان , اونوقت تو از من پونصد تومن میخوای؟ بابای من سیصد تومن به من نمیداد که من بخوام دویست تومن بدم . بیا حالا این صد تومن رو بگیر ... پسره نگاه کرد دید پنجاه تومنیه .....
arash
عشق به شکل پرواز پرنده ست ولی شاعر دقیقا ذکر نکرده کدوم پرنده لاشخور یا کرکس یا جغد !!
arash
ما یک همسایه داشتیم که سردر خانه اش یک نعل اسب آویزان کرده بود. یکی از آشنایان ازو پرسیده بود: خرافاتی شدی؟ جدی به این اعتقاد داری که نعل اسب برات خوشبختی میاره؟ همسایه مون جواب داده بود: نه اعتقاد ندارم. اما میگن حتی برای اونایی هم که اعتقاد ندارن خوشبختی میاره. -----------------------------------------------------
arash
. رابطه ای که توش اعتماد نیست مثل ماشینیه که توش بنزین نیست تا هر وقت بخوای می تونی توش بمونی ولی تو رو به جایی نمی رسونه . . . ! ادامه مطلب …
arash
آن روز ها گنجشک را رنگ می کردند و جای قناری می فروختن این روز ها هوس را رنگ می کنند و جای عشق می فروشند آن روزها مال باخته می شدی و این روز ها دلباخته . . . . .
arash
گرگ هم که باشی عاشق بره ای خواهی شد که تو را به علف خوردن وا می دارد و رسالت عشق این است شدنِ آنچه نیستی ! .
arash
تو چشم میبندی و من می میرَم! تو لب میبندی و من خفه می شوَم! تو ناز میکنی و من می خرَم!
arash
كاش نزديك بودي تا هيچ بهاري را تحويل نگيرم به يمن آمدن پاييز..........
arash
تو فقط نخ بده ! دهان مردم را . . . من میدوزم !
arash
اگر مرده ای بیا و مرا ببر و اگر زندهای هنوز لااقل خطی خبری خوابی خیالی بیانصاف...
arash
چه وقت زنان خدا را شکر می کنند؟ زن رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟ خداوند مهربانانه فرمود: عزیز من ! اگر تو را بكشند، به شوهرت شصت میلیون می رسد، ولی اگر او را بکشند تو صاحب صد و بیست میلیون می شوی !!! زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر
arash
گلهایم را آب دادم پرنده را آب و دانه خانه را به عشق تو سپردم و رفتم سفر 3 روزه شد 4 روز که خبر رسید گلها خشکیده اند پرنده جان داده است خانه پیر شده است عشق تو از خانه فرار کرده است دیگر برنگشتم آخر خودت بگو خانه بی گلدان-بی پرنده-بی عشق به چه کارم میاید؟ 4 روزم شد 40 سال-غربت نشین شدم در آن دور دستها خانه ای ساختم بی "عشق" تا دیگر کسی باغچه و پرنده ام را قال نگذارد خانه ام را پیر نکند!
arash
IPHONE 5 هم اومد... و تو نيومدي، خاك برسرت . ..