دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

arash
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(93 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(196 کاربر)

گروه‌ها

(7 گروه)

بازدید

arash
arash

بیا دوباره مرور کنیم ... من چشم گذاشتم ، تو پنهان شدی می شمارم تا ده ، تا صد ، تا هزار ... چشمهایم کمی غریبی می کنند ، پنهانی ترین گوشه این شهر کجاست مگر ؟ کاش خودت مرا پیدا کنی............

arash
arash

لحظات شادی خدا را ستایش کن لحظات سختی خدا را جستجو کن لحظات آرامش خدا را مناجات کن لحظات دردآور به خدا اعتماد کن و در تمام لحظات خداوند را شکر کن..........

arash
arash

آدمهای سرزمین من تا پیش از اولین بوسه تا قبل از آغوش نخستین تا شروع تپش های بی امان دلتنگی تا آغاز قصه ای که در گوشت زمزمه می کنند عاشقند. اما ........!!!

arash
arash

نميدانم، نميدانم دلتنگي هايم را براي چه کسي بازگو کنم ميدانم که لحظات سخت و تلخ عمرم آرام آرام به هجايي از مرگ تبديل خواهد شده، بغض تنهاييم يک روز خواهد شکست و صداي فريادم گوشهاي فلک را کر خواهد کرد و آن روز صداي مهربان خدا را خواهم شنيد که گريه کنان به من خوش آمد مي گويد! اما ميدانم با همه ي اين فرياد ها، آني که بايد بشنود، نخواهد شنيد، ميدانم...

arash
arash

هیچ وقت برای هیچ رابطه ای در زندگی ات اشک نریز. چون برای کسی که گریه میکنی لیاقت اشک های تو را ندارد. و کسی که لیاقت اشک های تو را دارد هیچ وقت کاری نمیکند که تو گریه کنی.

arash
arash

آتشی زده در دل من به خدا از برای دلم شده درد و بلا جدایی تو نشسته به راه تو دل نگرانم بهار جهان بی تو گشته خزان نه برق امیدی نه نور نویدی نه صبح سپیدی در این شب غم به جان زده آذر فراق تو دیگر دلم شده یک سر لبالب غم غمینم و تنها به خلوت شبها شکسته دلم را جدایی تو چو شعله لرزان چو آتـــــش سوزان شرر زده بر جان جدایی تو شاعر: بهادر یگان

arash
arash

هنگــامــي کــه مُــردم، تکــه يخــي بــر روي خــاکــم بگــذاريــد، هــر روزه بعــد از طلــوع آفتــاب! تــا بــا آب شــدنــش روي خــاکــم، گمــان کنــم کــه کســي کــه مــن بــه يــادش بــودم بــه يــادم گــريــه مــي کنــد ...

arash
arash

پسر داییم تو کنکور ۱۰۰تا مونده به آخر شده بعد داییم شیرینی پخش کرده به داییم میگم چرا خوشحالی حالا؟ گف آخه فک نمیکردم ۱۰۰نفر از این خنگ تر باشن !

arash
arash

آیینه پرسید: که چرا دیر کرده است ؟ نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟ خندیدم و گفتم : او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تاخیر کرده است . آیینه به سادگیم خندید و گفت : احساس پاک ، تو را زنجیر کرده است گفتم : از عشق من چنین سخن مگوی گفت: خوابی ! سالها دیر کرده است در آیینه به خود نگاه می کنم آه !!! عشق تو عجیب مرا پیر کرده است راست گفت آیینه که منتظر نباش ، او برای همیشه دیر کرده است … .

arash
arash

. می خواهی بروی ؟! پس بی بهانه برو ! بیدار نکن خاطره های خواب آلوده را … محبت ساختگیـت، عشق دروغینت و چشمان پر فریبت، روزی گرفتارت خواهند ساخت … فقط بیا در خزان خواسته هایم کمی قدم بزن دلم برای راه رفتنت تنگ شده است…! .

arash
arash

. یه روزی من بودم نفسش ولی بعد شدم عامل تنگی نفسش رفت سراغ یه نفس تازه !!! .

arash
arash

دیگر به هوای نازت هیچ مردی سر به بیابان نمی گذارد ! ساده ای لیلی جان…!؟ اینجا مردها با یک کلیک روزی هزار بار عاشق می شوند…!! .

arash
arash

چه کسی حرف مرا می فهمد؟ چه کسی درد مرا می داند؟ در پس پرده ی اشک چشمم چه کسی راز مرا می خواند؟ چه کسی واژه ی تنهایی را در دل غم زده ام می بیند؟ با سر انگشت محبت چه کسی قطره ی اشک مرا می چیند سال ها غیر خداوند بزرگ هیچ کس از غمم آگاه نبود توشه ی زندگیم در همه عمر جز غم و غصه ی جان کاه نبود مرگ یک روز و یا یک شب سرد چشم غمگین مرا می بندد شاید آنجا پس از این رنج و عذاب سردی گور به رویم خندد,,,,,,,,,,,,

arash
arash

بعضی آدمها یهو میان… یهو زندگیت و قشنگ میکنن… یهو میشن همه ی دلخوشیت… یهو میشن دلیل خنده هات… یهو میشن دلیل نفس کشیدنت..! بعد همین جوری یهو میرن… یهو گند میزنن به آرزوهات… یهو میشن دلیل همه ی غصه هات و همه ی اشکات… یهو میشن سبب بالا نیومدن نفست… .

arash
arash

بوی موهات زیر بارون ،بوی گندمزار نمناک بوی سبزه زار خیس، بوی خیس تن خاک جاده های مهربونی، رگای آبی دستات غم بارون غروب، ته چشمات تو صدات قلب تو شهر گل یاس، دست تو بازار خوبی اشک تو بارون روی مرمر دیوار خوبی ای گل الوده گل من، ای تن آلوده دل پاک دل تو قبله این دل ،تن تو ارزونی خاک یاد بارون و تن تو، یاد بارون و تن خاک بوی گل تو شوره زار ،بوی خیس تن خاک همیشه صدای بارون ،صدای پای تو بوده همدم تنهاییام، قصه های تو بوده وقتی که بارون میباره، تو رو یاد من میاره یاد گلبرگای خیس روی خاک شوره زاره