arash
جوانی از بیکاری رفت باغ وحش پرسید:استخدام دارید؟ یارو گفت مدرک چی داری؟ گفت دیپلم! یارو گفت یه کاری برات دارم، حقوقشم خوبه پسره قبول کرد. یارو گفت : ما اینجا میمون نداریم میتونی بری توی پوست میمون تو قفس تا میمون برامون بیاد! چند روزی گذشت یه روز جمعه که شلوغ شده بود، پسره توی قفس پشتک وارو میزد از میله ها بالا پائین میرفت. جوگیر شد زیادی رفت بالا از اون طرف افتاد تو قفس شیره! داد زد کمککککککککک شیره افتاد روش دستشو گذاشت رو دهنش گفت، آبرو ریزی نکن من لیسانس دارم..!
arash
راهنمایی و رانندگی شهر حیف نون اینا برای چندمین بار اعلام کرد: شهروندان عزیز برای آزمایش شهری احتیاج نیست ناشتا باشند!
arash
اولین شکست عشقیمو زمانی خوردم که در فریزرو باز کردم و قالب بستنی شکلاتیو دیدم و خر کیف شدم ولی وقتی بازش کردم توش پیاز سرخ کرده فریز شده بود !!
arash
. ﺁﻏـــــــﻮﺵ ﮐﺴـــﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩارم ﮐـــﻪ ﺑـــﻮﯼ “ﺑـــــﯽ ﮐﺴـــﯽ” ﺑﺪﻫﺪ ﻧــﻪ ﺑــــﻮﯼ “ﻫــــﺮﮐﺴـــﯽ’ .
arash
. همه کارهایت را بخشیدم جز آن تردید آخر هنگام رفتنت که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته ما بهم نمیرسیم اما بهترین غریبه ات می مانم که تو را همیشه دوست خواهد داشت
arash
ﺯﻥ ﺯﻧﺪﮔﻴﺴﺖ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﻭ ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺩﻱ ﺗﻤﺎﻡِ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻴﺶ ﺭﺍﺧﺮﺝِ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﺯﻧﺪﮔﻴﺶ ﻛﻨﺪ ﻭ ﭼﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭﻗﺘﻲ ﺯﻧﻲ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﻴﺶ ﺭﺍ ﺧﺮﺝ ﻏﺮﻭﺭِ ﺍﻣﻨﻴﺘﺶ ﻛﻨﺪ !
arash
و عمر شیشه ي عطر است، پس نمی ماند پرنده تا به ابد در قفس نمی ماند مگو که خاطرت از حرف من مکدر شد که روی آینه جای نَفَس نمی ماند طلای اصل و بدل آنچنان یکی شده اند که عشق جز به هوي و هوس نمی ماند مرا چه دوست چه دشمن، ز دست او بِرَهان که این طبیب به فریادرس نمی ماند من و تو در سفرِ عشق دیر فهمیدیم قطار منتظر هیچ کس نمی ماند
arash
همه میگن طاقتـــــــ بیار... اما هیشکی نمیگه از کجـــــــــا...!!
arash
عشق ایستادن زیر باران وخیس شدن با هم نیست ، عشق آن است کە چتری شوی برای کسی و او هیچوقت نداند کە چرا خیس نشد.
arash
عشــق همین خنده های ساده ی توست وقتی با تمام غصه هایت میخندی تا از تمام غصه هایم رها شوم.
arash
شوهر عزيزم قبل از اينکه از مسافرت برگردی فقط ميخواستم در مورد يه تصادف خيلی خيلی کوچيک بهت بگم که وقتی ميخواستم ماشين رو توی پارکينگ بذارم اتفاق افتاد. خوشبختانه من اصلاً صدمه نديدم، بنابراين اصلاً نگران حال من نباش. من خوبم... داشتم از فروشگاه برميگشتم خونه، خواستم ماشين رو توی پارکينگ بذارم که اشتباهاً بجای اينکه پدال ترمز رو فشار بدم، پدال گاز رو فشار دادم. اتفاق مهمی نيفتاد. در پارکينگ يه کم خراب شد. ماشين من هم آروم به ماشين تو برخورد کرد و ايستاد. من واقعاً متأسفم، ميدونم که تو با اون قلب مهربونت من رو ميبخشی... نميدونی چقدر تو رو دوست دارم... مشتاقانه منتظرم از سفر برگردی و تو رو در آغوشم بگيرم. همسر دوست داشتنی تو راستی، يه عکس از صحنه تصادف برات ميفرستم تا زياد نگران نباشی.
arash
تا تو با منی زمانه با من است بخت و کام جاودانه با من است تو بهار دلکشی و من چو باغ شور و شوق صد جوانه با من است