arash
در گلوی زمین گیر کرده ام ... قدری حرف میخواهم ... و کمی آزادی ... دوباره سیب بچین حوا !!! من خسته ام .... بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند ....
arash
روزی با خود میگفتم : اگر او را با غریبه ای در شهر ببینم تمام شهر را به آتش میکشم ولی حالا حتی حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست ... چقدر سرد است ! وقتی دلتنگم و نیستی. ...
arash
تو هیچ وقت خیاط خوبی نخواهی شد ! ببین باز هم دلم را تنگ کرده ای !
arash
يه بابايی ميخوره زمين دستش پيچ مي خوره ، منتها تنبلیش مياد بره دكتر نشونش بده دستش يه مدت همينجور درد مي كرده ، تا يه روز رفيقش بهش ميگه : اين داروخونه ی سر كوچه يه كامپيوترآورده كه صد تومن ميگيره ، آنی هر مرضی رو تشخيص ميده !!! يارو پیشِ خودش ميگه : خوب ديگه صد تومن كه پولی نيست ، بريم ببينيم چه جورياس ... ميره اونجا ، مي بينه يه دستگاه گذاشتن ، جلوش يه شكاف داره ، روش نوشته : لطفا اسكناس صد توماني وارد كنيد ... يارو صد تومنی رو ميذاره ، يهو يه چيزه قيف مانند مياد بيرون ، ميگه : نمونه ادرار !!! طرف هم با خجالت قیفُ می بره پُر می کنه و میاره !!! بعد از دو سه دقيقه ، كامپيوتره يه تيكه كاغذ ميده بيرون كه روش نوشته بوده : يكي از تاندن های دست شما پاره شده ، بايد يه هفته ببندينش و باهاش كار سنگين نكنيد تا خوب شه !!! يارو كف مي كنه كه اين لامصب اينهمه چيزُ چطور از یکم ادرار فهمیده ؟؟؟!!! خلاصه كرمش مي گيره كه ببينه ميشه گولش زد يا نه ... فرداش يه شيشه مربا ورميداره ، تا نصف توش آبِ شير ميريزه ، بعد ميده سگش توش جیش کنه ، يه دونه از آدامسای دخترشُ هم م.....
arash
کچله میره آرایشگاه همه میزنن زیر خنده میگه مرض اومدم آب بخورم.....
arash
يه گدا ميره در خونهي يه پيرزن و پيرزنه عصباني مياد دم در و ميگه باز اومدي گدايي؟ گدا هم بر ميگرده ميگه چيه انتظار داشتي بيام خواستگاري؟
arash
راحت باش نیازی نیست از من فرار کنی یا مسیرت را تغییر دهی و یا حتی از من رو بگیری من هم دیگر با خیال سابق نیستم. اگر در مسیرم بسوی تو چشمم بیافتد٬ او را برمیدارم با خود میبرم حتی به زور ............
arash
یک واژه که سرشار از عشق و سرشار از حس ناب خواستن باشه می تونه... حس امنیت و راحتی خاطر درک شدن و فهمیده شدن یک نگاه گرم و بامحبت...
arash
مــــا آمـــدیــــم زنــــدگــــی کـــنــیــم تـــا قـــیـــمـــت پیدا کــــنــیـــم ... نــــه ایـــنــکـــه بــا هــر قــیــمـــتـــی زنــدگـی کـــنــيــم ... زنــدگـی ما حـکــایت "" یــــخ فـــــروشی "" است کــه از او پــرسیدنـد ؛ فــــــــــــــروخــــــــتـــــــی ؟؟ گــــــــفـــــــت ؛ نـــــــه ولــــــی تـــــمــــــام شــــــده است ...!
arash
مگذار كه عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبديل شود . مگذار كه حتي آب دادنِ گلهاي باغچه ، به عادتِ آب دادنِ گلهاي باغچه بدل شود . عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ ديگري نيست پيوسته نو كردنِ خواستني ست كه خود پيوسته ، خواهانِ نو شدن است و دگرگون شدن.
arash
عشق به دیگری ضرورت نیست , حادثه است . عشق به وطن , ضرورت است , نه حادثه . عشق به خدا ترکیبی ست از ضرورت و حادثه .
arash
قــــــــانون دوستــــــــی با بعضیــــــــا مثل صندلــــی بـــــازی می مونه...! تا بلنــــــــد شیم یکـــی دیگــه جـــامونو میگیــــــره...!
arash
مردم ایران دو دستَن: . . . . . . . . . . . . یه دسته فکر می کنن عکاسن و دسته دوم فکر می کنن مانکن ؛ مصیبت وقتیه که این دو دسته به هم میرسن )
arash
ﺷﺐ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﺭ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﺪ،ﻏﺮﯾﺒﻢ، ﺑﯽ ﮐﺴﻢ،ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﻏﻢ،ﻏﻢ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺑﻮﺳﺪ،ﻭﻟﻨﺘﺎﯾﻦ ﻣﺒﺎﺭک..
arash
ﺍﯾﻦ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺧﻢ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ... ﭼﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ... ﮐﻪ ﻓﺮﻫﺎﺩﺕ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﺎﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺎﻧﮕﯽ ﺍﻡ ﻭ ﭼﻪ ﺷﺐ ﻫﺎ... ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺷﯿﺮﯾﻨﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﻢ!