arash
باید عاشق باشی تا بفهمی نگاه سرد یعنی چه دست سرد یعنی چه حرف سرد یعنی چه در مقابل دوستت دارم گفتنت ، سکوت سرد یعنی چه باید عاشق باشی تا بفهمی گرمای حرف و نگاه و دستت وقتی به سرمای او برخورد میکند چگونه روزگارت بخار میشود قطره ای میشود ......
arash
باید عاشق باشی تا بفهمی نگاه سرد یعنی چه دست سرد یعنی چه حرف سرد یعنی چه در مقابل دوستت دارم گفتنت ، سکوت سرد یعنی چه باید عاشق باشی تا بفهمی گرمای حرف و نگاه و دستت وقتی به سرمای او برخورد میکند چگونه روزگارت بخار میشود قطره ای میشود ......
arash
یادم رفت شقایق دل داغی دارد... شاپرک در بغل شمع چه حالی دارد... آنقدر مهو تماشای قفسها شده ایم... یادمان رفت که یاد کردن دوست چه حالی دارد...
arash
عشق... رقصیدن به ساز کسی نیست!! یک رقص دونفره است، گاهی گامی به عقب... گاهی گامی به جلو…
arash
منو ببخش که ندیده می گرفتم التماس اون نگاه نگرونو منو ببخش که گرفتم جای دست عاشق تو دست عشق دیگرونو لایق عشق بزرگ تو نبودم خورشید بانو غافل از معجزه تو شد وجودم اسیر جادو منو ببخش که درخشیدیو من چشمامو بستم منو بخشیدیو من چشمامو بستم منو ببخش منو ببخش منو ببخش منو ببخش تو به پای من نشستیو جدا از تو نشستم که نیاوردی به روم هر جا دلت رو می شکستم منو ببخش منو ببخش منو ببخش منو ببخش//////////////
arash
. و خداوند به مرغ بال داد... نه برای پرواز . . . بلکه برای مزه ی عرق . . . باشد که پند گیرید . .
arash
مثل آن مسجد بین راهی تنهایم..هرکس هم که می آید مسافر است...میشکند هم نمازش را هم دلم را و....میرود..........
arash
بیا و باور کن دنیا با یک سلامِ ساده به کسی که شاید غریبه ترین آدم باشد در روزگارت، می تواند جایِ قشنگی برایِ "بودن" باشد بیا و باور کن یک رقصِ دو نفره در خلوت برایِ خودت . . برایِ خودش آرزویی شیرین است که اگر بخواهی می شود که تحقق پیدا کند بیا و باش برایِ این روزگار... بیا و فردا صبح یک لیوان چای بریز و خیالِ خوشِ "بودنت" را کنارِ لحظه هایِ شیرین آغاز کن....................
arash
می گویند اینجا دنیایی مجازی است .. . و هستند کسانی که از دنیای واقعی خسته شده اند . . . اما اینجا هم دل بستن هست . . . ......... و اینجا دردها لمــــــــس نمی شوند، فقط احســــــــاس می شوند .. . اینجا روزگــــارش زیاد بی رحم نیست . . . و دل کندنش آسان تر است . . . اینجا هـــــم . . . فقط یک اسم می ماند از تـــــــو...
arash
اگر قوی هستی مرا از این دریا در بیاور، به خاطر اینکه من هنر شناگری بلد نیستم. آن امواج تیره چشمان تو مرا به عمیق ترین ها می کشاند، ومن نه در عشق تجربه دارم،ونه قایقی دارم. اگر برایت عزیزم، دستم را بگیر،وگرنه غرق می شوم به خاطر اینکه من از سرتا پا عاشقم. من زیر آب نفس می کشم... من دارم غرق میشوم... غرق میشوم... غرق میشوم...
arash
میروی... مــن هم برای اینــکه راحت تـــر بروی... میگویــم: "برو؛خیــالی نیست" ... ...امــــا... کیست که ندانــــد... ... بی تــــــو... تنــهـا چیــزی که هست... "خیـــال توست"..ادامه ... نگاره: میروی... مــن هم برای اینــکه راحت تـــر بروی... میگویــم: "برو؛خیــالی نیست" ...امــــا... کیست که ندانــــد... بی تــــــو... تنــهـا چیــزی که هست... "خیـــال توست"..