دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

arash
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(93 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(196 کاربر)

گروه‌ها

(7 گروه)

بازدید

arash
arash

بیاین معما حل کنیم : من برده داری را برانداختم ... فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند ... فرمان دادم تمام نیایشگاه ها را که بسته شده بود باز کنند که دلها شاد گردد... همه ی مردمانی را که پراکنده شده بودند به جایگاه خود بازگرداندم ... خانه های مردمانی را که خراب شده بود ، آباد کردم و همه ی مردم را به همبستگی فراخواندم .... بشود که سخنان نیک خواهانه و پر برکت برایم بیاورند ،من برای همه ی مردم صلح و آرامش به ارمغان آوردم .... من کیستم ؟

arash
arash

در آخرین نقطه ی دنیا هم که باشی نفسم را در خیالت حبس می کنمُ........ در لحظه های روشن رویا چون پروانه های عاشق دور خیالت می گردمُ... می گردمُ... می گردمُ... می گردمُ... . .. .... تا تو بیایی

arash
arash

فراموش کن مسلسل را مرگ را و به ماجرای زنبوری بیاندیش که در میانه ی میدان مین به جستجوی شاخه گلی ست...

arash
arash

بزار یه دیـــــــــــــــوونه یه عمر نگات کنه... اما... نذار یه نگاه یه عمر دیــــــــــــــوونت کنه...!!!

arash
arash

باور کن...! کار من نیست کار دِل است... " دِلَم " - جایی میان نَفَس هایَت گیر کرده است....

arash
arash

سه چیز را برای هیچکس آرزو نمیکنم ... تنهایی‌ ... سه روزِ بارانی ... و این دو سوال ، میایی ؟؟ نمیایی؟

arash
arash

1 روز قشنگ ، 1 دل خوش، 1 لب خندون ، 1 تن سالم ، آرزوي امروز من براي فردايت ....<br> شب خوش

arash
arash

پسر کوچولو بعد از رفتن به رختخواب : بابااااااااااا پدر : بله؟ پسر کوچولو : میشه برام یه لیوان آب بیاری؟ پدر : نخیر نمیشه قبل از اینکه بخوابی گفتم آب میخوری؟ گفتی نه. 3 دقیقه بعد پسر کوچولو : بابا تشنمه یه لیوان آب میاری؟؟؟ بابا : نخیررر اگه یه بار دیگه آب بخوای میام میزنم تو گوشت تا بخوابی 5 دقیقه بعد پسر کوچولو : بابا... میشه وقتی میای منو بزنی ، یه لیوان آب هم بیاری......

arash
arash

تو فقط می خوای بری , بری هر جایی شده رده پاهات توی برف چه تماشایی شده قدمای اولت یکم اهسته تره تو دلم گفتم خدا مگه میشه که نره اینا تخسیر تو نیست من یکم کهنه شدم من پیر و نخ نما من بی زار از خودم وسطای راهیو توی این هوای سرد تو دلم گفتم چرا به عقب نگاه نکرد نرووووووووو ....نروووووووووو....که دلم همش میگیره از من سراغ تو رو نرووووووووو ....نروووووووووو....که دلم همش میگیره از من سراغ تو رو ..........................................................................................

arash
arash

هیچ چیز گــــــــــران تر از اشـــــــک یک زن جود ندارد...! . . . . ... هنگامی که یک قطره بیرون می آید... اول با خط چشم "l'oréal" و... و ریمل مژه "Dior" و "bourjois" و... مخلوط میشود... پس از آن هنگامی که پایین می آید و به گونه میرسد... با "D & G blusher" و "Collistar" و... مخلوط میشود... و در صورت لمس لب ها، با رژ لب "Maybelline" و "Kiko" و... مخلوط میشود... این به این معنی است که یک قطره است به ارزش حــــــداقل $60...!

arash
arash

لمسِ تن تو شهوت است و گناه حتی اگر خدا عقدمان را ببندد داغیِ لبت ، جهنم من است حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس خاتون من! حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ، یک بوسه ـ یک نگاه حتی ـ حرامم باد ! اگر تو عاشق من نباشی /////////////

arash
arash

آینه بهترین دوستمــه !! چون وقتی‌ گـریـه می‌کنم ، نمی خنده …

arash
arash

خســته ام از تظــاهــر به ایستـــادگــی ! زور که نیســـت ... دیگـــر نمی توانـــــم بی دلیــل بخنــدم و با لبخنـــدی مسخــره وانمــــود کنــــم که همـــه چیز روبه راه اســت ..! زور که نیســـت ... اصــلـا" دیگــر نمی خواهــم بخنـــدم! می خواهـــم لج کنـــم ... با خودم و با همه ی دنیـــــا ! چقــدر بگویــــــم فــردا روز دیگریـــست ولــــی بیایــد و مثــل هرروز باشـــد !!!

arash
arash

پسری بی لباس بود ،عابری به او گفت: نعوذ بالله... دختری در برف گل می فروخت ،شاعری شاعرانه اش گل کرد از بهار سرود... گرگی گوسفندی که علف می خورد درید چوپان دلش برای سبزه سوخت.... روسپی کنار خیابان به انتظار بود ،راکبی پرسید:چهار راه انقلاب کجاست؟! وکیلی دفاع می کرد.موکلش با قاضی قرارداد استخدام مهاجم برای فصل بعد می بست مردی برای خواستگاری قصد گل فروشی کرد،.گل فروش درخت پر بار سکه می فروخت پدری برای خانه اش رفت نان بخرد. آگهی گمشدگان روزنامه شد...........

arash
arash

گاهی دلم میخواد یکی ازم اجازه بخواد ؛ که بیاد تو تنهاییم و من اجازه ندم ! و اون بی تفاوت به مخالفتم بیاد تو و آروم بغلم کنه و بگه : مگه من مردم که تنها بمونی ..!!