arash
درست مثل يک برکه ، آرام و ساکتم اين روزها سنگ نينداز و آشوبام نکن ! فقط بگذار ، عکسات آرام و نرم ، توي دلم بيفتد ...
arash
اگر مرده ای بیا و مرا ببر و اگر زندهای هنوز لااقل خطی خبری خوابی خیالی بیانصاف...
arash
نه از عبور تو چیزی مانده.... نه از حضور من.... کجای این قصه دروغ بود؟ چشم های تو؟ یا دست های من؟!
arash
کاش گرگی می آمد و دستان سفید کرده اش را نشانمان می داد و در را برایش باز می کردیم … لعنتی … در این خانه را گرگ ها هم نمی زنند دیگر !!!
arash
گرگها همیشه زوزه نمیكشند گاهی هم می گویند: دوستت دارم و زودتر از آنكه بفهمی بره ای میدرند خاطراتت را و تو میمانی با تنی كه بوی گرگ گرفته...
arash
کاش هر روز جمعه بود ! آن وقت می توانستم دلتنگی هایم را به گردن غروبش بیاندازم...
arash
گــويــی پــدر ژپتــوی نجــار از ســرمــا، پينــوکيــوی عــزيــزش را در اجــاق مــی ســوزانــد، اينگــونــه کــه تــو مــرا . . .
arash
چقدر شیرینِ که صبح با صدای کسی بیدار شی که دوستش داری ♥ اولین چیزی که چشمت میفته بهش ، روی ماهِ عشقت باشه روزت رو با بـــ♥ـــوسه ی عزیزت شــروع کنی ♥ وقتی می خوای از خونه بری بیــرون یکی باشه که با مهربونی و نگرانی بهت بگه :♥ عزیزم مواظب خودت باش ♥
arash
::::: خون سیاوش ::::: وای اگه خون سیاوش دامن شب و بگیره اگه باز به زخم رستم سهراب قصه بمیره سهراب قصه بمیره وای اگه درفش کاوه بشه باز خنجر ضحاک اگه باز از تخت جمشید خسرویی بیوفته رو خاک وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهاد و ببینه دیگه از غرور این خاک چی میمونه ....
arash
چه وقت زنان خدا را شکر می کنند؟ زن رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟ خداوند مهربانانه فرمود: عزیز من ! اگر تو را بكشند، به شوهرت شصت میلیون می رسد، ولی اگر او را بکشند تو صاحب صد و بیست میلیون می شوی !!! زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر
arash
ماهی به آب گفت تو نمیتونی اشکهامو ببینی چون من تو آبم آب جواب داد اما من اشکهای تو رو احساس میکنم چون تو توقلب منی...............
arash
فارغ از آن فارغ از اين فارغ از دين فارغ از هر كيش و آيين مهرباني را بياموز.....
arash
گلهایم را آب دادم پرنده را آب و دانه خانه را به عشق تو سپردم و رفتم سفر 3 روزه شد 4 روز که خبر رسید گلها خشکیده اند پرنده جان داده است خانه پیر شده است عشق تو از خانه فرار کرده است دیگر برنگشتم آخر خودت بگو خانه بی گلدان-بی پرنده-بی عشق به چه کارم میاید؟ 4 روزم شد 40 سال-غربت نشین شدم در آن دور دستها خانه ای ساختم بی "عشق" تا دیگر کسی باغچه و پرنده ام را قال نگذارد خانه ام را پیر نکند!
arash
IPHONE 5 هم اومد... و تو نيومدي، خاك برسرت . ..