دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Mostafa

یه آدم معترض به همه چی! حتی به چیز خوشمزه ای مثل کرانچی! یه آدم که از سحرخیزی بدش میاد، چون انسان خ... درباره »
Mostafa
مرد - مجرد
امتیاز: 8549

دنبال‌شدگان

(1272 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(939 کاربر)

گروه‌ها

(178 گروه)

بازدید

Mostafa
Mostafa

من 20 ساله که تو پادگانم، منو از 2 سال سربازی میترسونی؟

جواد منادی
جواد منادی

@Mostafa

Mostafa
Mostafa

ینی اسپیکرایِ لپ لپ ( به قول ) چون صداش زیرِِ خوراکِ آهنگ سنتیِِ

آلکاپون قرن!
آلکاپون قرن!
در وردپرس

بزودي افزونه اي براتون تهيه مي كنم كه بتونيد هم زمان با انتشار در سايت وردپرسيتون همون مطلب رو بدون لاگين كردن در توييتر خودتون هم انتشار بدين، فقط چندتا مشكل كوچيك داره كه دارم برطرف ميكنم. ولي اين افزونه رو الان فارسي نمي كنم اگر تمايل داشتيد بعد از انتشار در پاي مطلب اعلام كنيد... تا انتشار افزونه فعلا" يا حق

Mostafa
Mostafa

بازم : آفتاب سر کوه نور افشونه، سماور جوشه....... یاروم تنگ طلا دوش گرفته غمزه می فروشه

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@Mostafa

♥♀°☺╦£ پویــ ـــ آ(UnFiX)
♥♀°☺╦£ پویــ ـــ آ(UnFiX)

از شب پرسيدم چه بنويسم براي كسي كه دوستش دارم ؟‌گفت :‌گور باباش بگير بخواب

موسیقی
Cover200.jpg موسیقی
توسط Mostafa

آهنگ دختر قوچانی با صدای مرتضی گودرزی | یه دونه انار دو دونه انار آنلاین گوش بدین : [لينک]

Mostafa
Mostafa

زدیم تو کارِِ آهنگ سنتی

Mostafa
Mostafa

ینی رفیقمون اومد در خونه، اینطوری رفتیم پیشش اینطوری برگشتیم

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

سلام ظهرتون بخیر

Mostafa
Mostafa

75 تومن پول زبون بسته رو دادیم رفت

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

دوستان فعلا شبتون خوش بابای!

آلکاپون قرن!
آلکاپون قرن!

من خیلی خوشحال بودم. من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم. والدینم خیلی کمکم کردند، دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود. فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…! اون دختر باحال، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم. یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی! سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت اگه همین الان 50 هزار تومان به من بدی بعدش حاضرم با تو... من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم. اون گفت: من میرم توی اتاق و اگه مایلی بیا پیشم. وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم.. یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی…! ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم و هیچکس رو بهتر ا

Mostafa
Mostafa

ینی دو هفته رفته یزد مارو خبر نکرده رفیقه داریم؟

Mostafa
Mostafa

خب برا چی برم بخوابم؟ برا چی بیدار بمونم؟ اصن من کیم؟ اینجا کجاست؟