mostafa
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐـﻪ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ، ﺍﻭﻧـﯿـﻪ ﮐـﻪ ﻧـﻤـﯿـﺘـﻮﻧـﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ . . .!!
mostafa
اگه دلت میخواد بری اصرار من بی فایده ست
mostafa
تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو دردش متفاوت باشد ویرانم می کند من از دست رفته ام ، شکسته ام می فهمی ؟ به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛ اما اشک نمی ریزم پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند...
mostafa
دوست دارم سبد سبد
باز گل عشق جوونه زد
دوست دارم یه عالمه
هر چی بگم بازم کمه
دوست دارم یه آسمون
کجایی ای نا مهربون ...
دوست دارم قطار قطار
خزونمو کردی بهار
دوست دارم دیوونه وار
باور نداری از قرار
فرقی برام نمی کنه
چه با خوشی چه حال زار ..
دوست دارم به اون خدابه اون خدای عاشقا
دوست دارم تاپای جون
می خوای بمون می خوای نمون
چونکه گرفتار شدی عاقبت کار بدون
عاقبت کار منم هرچی که هستی بمون
دوست دارم ...
mostafa
«حسين بيشتر از آب، تشنه لبيك بود، افسوس كه به جاي افكارش زخمهاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين دردش را بي آبي ناميدند.»
mostafa
ابد ولله لن ننسا حسین وهذه عهد ومعهود علینا
mostafa
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم دلت را می پویند مبادا شعله ای در ان نهان باشد
mostafa
-اون چیه که مردا از جلو میدن و زنها از عقب ؟ به نتیجه نرسیدی؟ خوب معلومه بلیط اتوبوسه !!!
mostafa
یکی باباش ميميره ميخواسته خاكش كنه جو ميگيرتش باراندازش ميكنه
mostafa
دوهول صدای دهل می یاد صدای دهل می یاد از تو سینه کش کوههای بلند از جاده هایی که به ده می رسن این صدا از دهل مردی که غم عشقی تو دلش زندونیه سوخته با هر آتیش تازه ای که روبروش افروخته و ارزونیه صدای دهل می یاد صدای دهل می یاد حالا وقتی که هوا ابری می شه قلب عاشقش دوباره می تپه می یاد انگار یه دست پنهون و پرده سیاه رو قلبش می کشه اونوقته که با صدای دهلش می کشه فریاد دل از تو سینه می گه عاشقم می سوزم تا ابد اگه راه و رسم عاشقی اینه صدای دهل می یاد
mostafa
از خرابی می گذشتم خانه ام امد به یاد
دست و پا گم کرده ای دیدم دلم امد به یاد
سر به هم اورد که دیدم برگهای غنچه را
محفل دوستان یک دلم آمد به یاد
mostafa
.ســــه بار بگو : " سه شيشه شير ، سه کيسه سير " تــــذکر : فقط جلو خانواده نگیدا
mostafa
در بندها بس بندیان انسان به انسان دیده ام
از حکمبر تا حکمران حیوان به حیوان دیده ام
در مکر او، در فکر این، در شکر او، در ذکر این
از حاجیان تا ناجیان شیطان به شیطان دیده ام
...
دیدی اگر بی خانمان از هر تباری صد جوان
من پیرهای ناتوان دربان به دربان دیده ام
ای روزگار دلشکن هردم مرا سنگی مزن
من سنگها در لقمه نان دندان به دندان دیده ام
از خود رجزخوانی مکن ، تصویر گردانی مکن
من گردن گردن کشان رسمان به رسمان دیده ام
شرح ستم بس خوانده ام ، آتش به آتش مانده ام
من اشک چشم کودکان دامان به دامان دیده ام
از این کله تا آن کله فرقی ندارد شیخ و شه
من پاسدار و پاسبان، ایران به ایران دیده ام
ماتم چه گویم زین وطن کز برگ برگ این چمن
من خون چشم شاعران دیوان به دیوان دیده ام
چکش به فرق من مزن ای صبر فولادین من
من ضربت پتک زمان سندان به سندان دیده ام
در بندها بس بندیان انسان به انسان دیده ام
از حکمبر تا حکمران حیوان به حیوان دیده ام
در مکر او، در فکر این، در شکر او، در ذکر این
از حاجیان تا ناجیان شیطان به شیطان دیده ام
عالی !
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 1 ساعت و 29 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 1 ساعت و 26 دقيقه قبل