m.sky
به تنهائی قسم دلتنگ دلتنگم میان آسمان دل گرفته،با دل تنگم فقط،یک پنجره،راه است غروب وجمعه وپائیز عجب ترکیب دلتنگی ولی من خسته ام از حس تنهائی...
m.sky
پس از رفتنت آرزوهایم را دفن خواهم کرد ... دفتر خاطراتم را به آب خواهم انداخت ... وقاب عکس اتاقم را پستوی زمان خواهم سپرد ... نبودنت را باور خواهم کرد و اجازه ی ورود هیچ نگاهی را به آرزوهایم نخواهم داد ... اما کاش قبل از رفتنت ... به گنجشک های شهر سپرده باشی برق انتظار را در چشمانشان نگاه دارند... شاید رفتنت را برگشتی دوباره باشد...
m.sky
هیچ چیز سخت تر از انتظار نیست . آن هم انتظار لحظه ای که یک آشنا صدایت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد. اما هر چقدر که انتظار هم سخت باشد به آن لحظه زیبا می ارزد . پس انتظار می کشم تا ان لحظه ی زیبا نصیبم شود.
m.sky
وقتی که دیگر نبود...من به بودنش نیازمند شدم!! وقتی که دیگر رفت...من در انتظار امدنش نشستم!! وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد... من او را دوست داشتم!! وقتی که او تمام کرد...من شروع کردم!! وقتی او تمام شد...من اغاز شدم!! و چه سخت است تنها متولد شدن... مثل تنها زندگی کردن...تنها مردن...!!
m.sky
من در این دلواپسی ها نشسته ام تنها... میخواهم با تو سخن بگویم... میخواهم باز چهره ات را با همان لبخند کودکانه ببینم... میخواهم هرچه انتهایش به اسم تو و یاد تو ختم میشود... شعرهایم ناتمام ماندند...اسیر دلتنگی شدم من... و خواب مرا به رویای باتو بودن میرساند... کاش خیابانهای شلوغ سهم ما نبود... اما غصه ای نخواهم خورد اشکهایم را برای شانه های تو ذخیره خواهم کرد... حرف های ناتمامم را به روی دیوار قلبم حک میکنم و با دیدنت همه را تکمیل میکنم...
m.sky
همه میگویند خدا تنهاست/ما که خدا نیستیم پس چرا ازهمه تنها تریم
m.sky
روزها رفت ولی یاد تو کم رنگ نگشت ماهها رفت ولی دل ساده من سنگ نگشت ذهن من بستر صد خاطره با یاد تو بود.نامت از صفحه این خاطره کم رنگ نگشت../
m.sky
احساس میکنم خیلی خسته ام /خسته از هر روزی که فکر میکنم خسته از انسانهایه دو رو که بویی از مرام و معرفت نبرده اند و خسته از جاده هایه تهی و برنگ خاکستری که در آن بویی از صفا و صمیمیت نیست../
m.sky
غربت را نباید در الفبایه شهر غریب جستجو کرد/همین که عزیزتو نبینی غریبی./
m.sky
کاشکی یه روز با هم دیگه سوار قایق می شدیم دور از نگاه آدما هر دومون عاشق می شدیم کاش آسمون با وسعتش تو دستمون جا می گرفت گلای سرخ دلمون کاش بوی دریا می گرفت کاش تو هوای عاشقی لیلی و مجنون می شدیم باد که تو دریا می وزید ماهم پریشون می شدیم کاش که یه ماهی قشنگ برای ما فال می گرفت برامون از فرشته ها امانتی بال می گرفت با بال اون فرشته ها تو آسمون پر می زدیم به شهر بی ستارهها به آرومی سر می زدیم شب که می شد امانت فرشته ها رو می دادیم
m.sky
چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزش جز سلام نتونی بگی... چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری../
m.sky
کاش قلبم درد تنهایی نداشت چهره ام هرگز پريشا ني نداشت کاش برگ هاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود
m.sky
خسته ام از این باران های دروغ... از اشکهای ریا...از امروز و فردا های انتظار... از احساس دلتنگی که پاسخی ندارد.خسته ام از این شایدها. خسته ام از این همه نگاه ...
m.sky
وقتی که دیگر نبود...من به بودنش نیازمند شدم!! وقتی که دیگر رفت...من در انتظار امدنش نشستم!! وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد... من او را دوست داشتم!! وقتی که او تمام کرد...من شروع کردم!! وقتی او تمام شد...من اغاز شدم!! و چه سخت است تنها متولد شدن... مثل تنها زندگی کردن...تنها مردن...!!