my_moral_suicide
اصلا بيا جاها عوض،يه چيزيم سر ميدم. فقط به شرطی که شب تا صبح هر کی خودش باشه..
my_moral_suicide
4000 سال بعد.. (765 76598 8090 98 8776 856 -0-90001 8678) که ترجمه اش احتمالا ميشه: بــــــیــــــايد اينجــــــا،يه فسيل اسکیزوفرنی ای پيدا کردم..
my_moral_suicide
امروز يه کلاغ تو چشام زل زد و گفت: "امسال زمستون سختی داريم.." وقتی داشت ميرفت غرغر ميکرد که چرا يه لحظه فکر کرده من زبونشو ميفهمم..
my_moral_suicide
اين مسخره نيست که بزرگترين دکمه،در واقع "هيچی" تایپ ميکنه..؟
my_moral_suicide
کرمها از من ميترسند..مدتهاست اسکلتم ياد گرفته از کرمها تغذيه کند. موجود احمقی است،گاهی از زنده بودنش وحشت ميکند،کابوس ميبيند و جيغ ميکشد.
my_moral_suicide
دلم واسه عصرای جمعه ی قدیم و نقاش مو فرفری تنگ شده ... لبخند میزدیمو تفاهم قلپ قلپ سر میکشیدیم
my_moral_suicide
یک لحظه هم به مردم توجه می کنم : ــ پدری که پشت تلفن دستور ميدهد دخترش زودتر به خانه برگردد ــ Spam های احمقانه ای که مرد ميانسالی را به ياد valentine می اندازند _ دختر قدبلندی که 3 هديه ميگيرد و 1 کارت پستال برای آن طرف دنيا ميفرستد ــ مرد بداخلاقی که يک کافی شاپ،عروسکهای خوشکل و يک عالمه شکلات دارد ــ دختری که تلفنش را گوشه ای پرت ميکند،غر ميزند و بوسيدنش را ادامه ميدهد.. توجه نکردن بهتر بود..
الان عذاب وجدان گرفتی که این حرفا رو میزنی؟ میخوای جاتو باهاش عوض کنی؟
15 سال و 4 ماه و 3 روز و 12 ساعت و 18 دقيقه قبلنه..دارم فداکاری میکنم اون فقط منو میبینه راحته..ولی من
15 سال و 4 ماه و 3 روز و 12 ساعت و 16 دقيقه قبلنباید جونشو میگرفتی
15 سال و 4 ماه و 3 روز و 12 ساعت و 13 دقيقه قبلهجوم صخره ها و تاریکی..
15 سال و 4 ماه و 3 روز و 12 ساعت و 8 دقيقه قبلنهههههه نباید این تصورات رو توو ذهنت راه بدی
15 سال و 4 ماه و 3 روز و 12 ساعت و 6 دقيقه قبل