دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

nader

عاشق همسر درباره »
nader
مرد - متاهل
امتیاز: 974

دنبال‌شدگان

(194 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(203 کاربر)

گروه‌ها

(11 گروه)

بازدید

nader
nader

کیسه کوچک چای هر وقت می خواست حرف دلش را بزند،صدایش در گرمای آب می سوخت . کیسه پایین رفت ،رسید به ته لیوان و حرفش را زد و لیوان سرخ شد.....

nader
nader

به يكي ميگن مربا بالنگ خوردي ميگه نه به خدا ما هر چي مربا خورديم با دست خورديم....

nader
nader

دو تا خالي بند به همديگه مي رسن اولي ميگه ما يه کوهي کنار خونه مون داريم وقتي بگي حميد اونم ميگه حميد دومي ميگه اين که چيزي نيست ما يه کوه کنار خونه مون داريم وقتي ميگيم حميد ميگه کدوم حميد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

nader
nader

سيب تا حالا 3تا کار مهم کرده!! اول حوا رو گول زد، بعد نيوتن رو از خواب بيدار کرد، و در آخر نظر آقاي استيو جابز - رئيس کمپانيAppLe - رو به خودش جلب کرد

nader
nader

پدر بزرگ رو به نوه: بدو برو قایم شو امروز مدرسه رو پیچوندی معلمت اومده دنبالت نوه: نـــــــه، شما باید قایم شی، ... من بش گفتم نمیام چون شما فوت کردین!!!

nader
nader

بعد از يک عمر، بالاخره نفهميدم که هنگام روبوسي بايد دو بار صورت طرف مقابل رو ببوسم يا سه بار، تا هر دو نفر ضايع نشيم

nader
nader

به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟

nader
nader

معلم: بگو ببینم... اگه توی خیابون یه نفر یه حیوانی رو گرفته و می زنه، و من برم جلو و از این کارش ممانعت کنم، به این کار چی می گن؟ شاگرد: آقا اجازه، حس برادری

nader
nader

غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه!

nader
nader

مامانه به بچه هه می گه : می دونم شیطون گولت زد موهای خواهرتو کشیدی! بچه هه می گه : آره ولی لگدی که زدم تو شیکمش ابتکار خودم بود

nader
nader

هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم گر مانده ام خموش خدا داند و دلم....

nader
nader

سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد تندیسی زیبا نخواهد شد، از زخم تیشه نترس که وجودت شایسته ی تندیس است.

nader
nader

آنجا که عشق خیمه زند جای عقل نیست

nader
nader

در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری کوچک تر می شوی

nader
nader

مرا کسی نساخت خدا ساخت نه آنچنان کسی می ساخت که من کس نداشتم کسم خدا بود، کس بی کسان

nader
nader

مرد کور روزي مرد کوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار پايش قرار داده بود روي تابلو خوانده ميشد: من کور هستم لطفا کمک کنيد . روزنامه نگارخلاقي از کنار او ميگذشت نگاهي به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اينکه از مرد کور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت ان را برگرداند و اعلان ديگري روي ان نوشت و تابلو را کنار پاي او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صداي قدمهاي او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسي است که ان تابلو را نوشته بگويد ،که بر روي ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چيز خاص و مهمي نبود،من فقط نوشته شما را به شکل ديگري نوشتم و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هيچوقت ندانست که او چه نوشته است ولي روي تابلوي او خوانده ميشد: امروز بهار است، ولي من نميتوانم آنرا ببينم !!!!! وقتي کارتان را نميتوانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد خواهيد ديد بهترينها ممکن خواهد شد باور داشته باشيد هر تغييربهترين چيزراي زن