naghash_koochooloo
از پله های ابر پایین می آید بی ذوقی نکن چتر سیاه!
naghash_koochooloo
باران گفت نمیبوسمت سرما می خوری
naghash_koochooloo
من و تو تا نفس باشه من وتو من وتو در قفس باشه من و تو من و تو حرفمون حرف هوس نیست من وتو از هوس باشه من و تو
naghash_koochooloo
چه سوژه ای! چه نگاهی! چه حس زاویه داری! و خلق یک اثر و اقتباس های همیشه
naghash_koochooloo
از پله ی نخست که بنشینی .ایوان دلش چرا که نگیرد با خود چه کرده ای؟ معمار بام های نفس بُر؟!