naghash_koochooloo
گل آفتاب گردان در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی میکنه
naghash_koochooloo
برخی مردم آنقدر آزادی خواه هستند که حتی حاضر نیستند مهربانی را در قلبشان محبوس کنند
naghash_koochooloo
با مهربانی برای قلبم پلیور بافتم
naghash_koochooloo
گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را» تا زودتر از واقعه گویم گله ها را چون آینه پیش تو نشستم که ببینی در من اثر سخت ترین زلزله ها را پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست از بس که گره زد به گره حوصله ها را ما تلخی نه گفتنمان را که چشیدیم وقت است بنوشیم از این پس بله ها را بگذار ببینیم بر این جغد نشسته یک بار دگر پر زدن چلچله ها را یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش بگذار که دل حل بکند مسئله ها را...
naghash_koochooloo
_پاهایم به پای جاده رفت دستانم به دست باد نگاهم در انتظار ... ... دلم هم به هوای تو و من ، برای خود هیچ ندارم
naghash_koochooloo
به آنهایی که بلدند زندگی شان را خط کشی کنند ، به آنهایی که می فهمند چطوری دوستشان داری، به آنهایی که بلدند دوست داشتن را . . . به آنهایی که بلدند آزار ندهند و آزار نبینند ، باید بگویی.باید بگویی:« دوستت دارم!»