نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
محکم تر از آنم که برای تنها نبودنم؛ آنچه را که اسمش را غرور گذاشته ام برایت به زمین بکوبم … احساس من قیمتی داشت؛ که تو برای پرداخت آن فقیر بودی …
نغمـــــه ی دل
دَر زندگی یِک وَقتهایی پیش مییاد ؛ که حِس میکُنی بایَد سَرت را بُگذاری زَمیـטּ وَ بمیرے .... اَما نَمیمیرے وَ فَقَط آه میکشی ! بَراے دَردهایی کِه نَمی تواטּ به کَسی گُفت ، کِه ایـטּ خیلی بَدتَر از مُردטּ است ...!!!
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 3 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 8 ساعت و 35 دقيقه قبل