نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
می نالم از جدائی ، ای نازنین کجائی// سوزم ز هجرت ای بهترین کجائی
نغمـــــه ی دل
من تصوراتم از تو با ” کاش” گره خورده … تو توقعاتت از من با “باید” !
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دلم می سوزد ...برای آشفته گی هایم
نغمـــــه ی دل
زندگي آب رواني است روان ميگذرد.../ آنچه تقدير من و توست همان ميگذرد
نغمـــــه ی دل
دریاچه دل پاک و نجیبی دارد بنگر که چه حالت غریبی دارد
نغمـــــه ی دل
تو آمدي و نداني مرا کجا بردي..// به بند عشق کشيدي و تا خدا بردي!
نغمـــــه ی دل
یادت نمیآید که او می کرد روزی گفت گو //می گفت بس دیگر مکن اندیشه گلزار من
نغمـــــه ی دل
ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود// تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دوست بدار ؛ کاری که خدا با تو می کند ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تقدیر را باور مکن / پرواز کن تا آرزو ، زنجیر را باور مکن...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تمام ترسم از این است یک شب هم که بخواهی به خوابم بیایی من بیدار نشسته باشم
نغمـــــه ی دل
چیـزے نـو بیـآور ... حـرفـے تـآزه ... جمـلــہ اے ڪہ بــہ هـیـچ ڪـس نگفـتــہ اے ... حـآل مـرآ بــہ هـم نـزטּ ! تـو { دوسـت دآرم } هـایـت رآ بــہ هـمــہ میگـویـے ...
نغمـــــه ی دل
پشت هر مرد موفقی هیچی نیست ! زرنگ بوده، گول دخترا رو نخورده، چسبیده به زندگیش، پولاشو جمع کرده، زندگیش روبراه شده.
نغمـــــه ی دل
صندوق صدقات نیست دل من
که گاهی سکه ای محبت در آن بیاندازی
و پیش خدای دلت فخر بفروشی که مستحقی را شاد کرده ای
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 3 ساعت و 44 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 6 ساعت و 16 دقيقه قبل