نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
و مرا یاد کنی یا نکنی باورت گر بشود ، گر نشود حرفی نیست... اما... نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست...
نغمـــــه ی دل
مدتی ست خشیکده ام ... باغبان من ... دیگر..... باران عشق نمی بارد ....
نغمـــــه ی دل
دلـتـنـگـی هــا گـاه از جـنـسِ اشـک انـد و گـاه از جـنـسِ بـغـض ؛ گـاه سـکـوت مـی شـونـد و خـامـوش مـی مـانـنـد گـاه هـ ـ ـق هـ ـ ـق مـی شـونـد و مـی بـارنـد . . دلـتـنـگـیِ مـن بـرایِ تـو امـّـا جـنـسِ غـریـبــی دارد . . .
نغمـــــه ی دل
دیگر از "وفا" می ترسم... هر روز... "سگ گله" را با "گرگ ها" می بینم...
نغمـــــه ی دل
سقف خانه مان را سیل زده باشد یا طوفان آسمانش برق زده باشد یا عصیان فرق ندارد … باز هم میشود خانه داشت باز هم میشود ساکن شد کا[!]ت دلت را فرمان کنی !
نغمـــــه ی دل
نقش درخت خشک را بازی میکنم.. نمیدانم چشم انتظار بهار باشم.. یا هیزم شکن..
بازی با کلمات و دِل واژه ...
هردم که می نگرم ... دردم جان میگیرد ... بیقراری می کند ...
نغمـــــه ی دل
وقتی تو زندگی به یک در بزرگ رسیدی نترس و نا امید نشو... چون اگه قرار بود در باز نشه جاش دیوار میذاشتن...
نغمـــــه ی دل
مزن بانگ بر من که این است جرمم //که خورشید خواندم به بانگ بلندت
بازی با کلمات و دِل واژه ...
درآن هنگام ،که در اوج بودی ...من در حسرت نگاهی ...
نغمـــــه ی دل
یک جهان بر هم زدم وز جمله بگزیدم تو را // من چه می کردم به عالم گر نمی دیدم تو را
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 11 ساعت و 25 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 13 ساعت و 57 دقيقه قبل