نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
زندگی ام به تعلیق در آمده ! معلقم بین...خوب و بد بین خنده و گریه....بین علاقه و تنفر بین تنفس و خفگی........ بین توانایی و ضعف بین آرامش و تلاطم........بین خودم و خودم
نغمـــــه ی دل
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر انکه مرغی ز قفس پریده باشد پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد
نغمـــــه ی دل
بی گناهی پای چوبه ی دار میخندید...... نمیدانست زمان ضرب و المثلها به پایان رسیده است..!!
نغمـــــه ی دل
بعضی از آدما مثل دیــــوار تازه رنگ شده هستن... نباید بهشون نزدیک بشی، چه برسه که بخوای بهشون تکیه کنـــــی...
نغمـــــه ی دل
وقتی عصبــانی هستید مواظب حرف زدنتان باشید ؛ عصبانیت شما فروکش خواهد کرد ولی حرفهایتان یک جایی باقی می مانند برای همیشــه !
نغمـــــه ی دل
شاید ، شاید که ما نیز عروسک های کوکی یک تقدیر بوده ایم. ما هرگز از آن چه نمی دانستیم و از کسانی که نمی شناختیم ترسی نداشتیم . ترس، سوغات آشنایی هاست . هیچ پایانی به راستی پایان نیست . در هر سرانجام ، مفهوم یک آغاز نهفته است . چه کسی می تواند بگوید "تمام شد" و دروغ نگفته باشد...! . . ...خودت باش
نغمـــــه ی دل
بعضی از آدمها پراز مفهوم هستند پراز حس های خوبند پراز حرفهای ناگفته اند چه هستند،هستند و چه نیستند،هستند یادشان خاطرشان حس های خوبشان آدمها بعضی هایشان سکوتشان هم پراز حرف است پراز مرهم به هر زخم است...
نغمـــــه ی دل
یک ساعت که آفتاب بتابد خاطره آن روزهای بارانی از یاد میرود و این است حکایت آدم ها فراموشی...
نغمـــــه ی دل
درد دارد وقتی؛ همه چیز را می دانی و فکر می کُنند نمی دانی و غصّه می خوری که می دانی و می خندند که نمی دانی.
نغمـــــه ی دل
دامن خود را پر از گل مي كنم// در هواي گل تامل مي كنم
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 14 روز و 23 ساعت و 48 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 2 ساعت و 20 دقيقه قبل