دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نغمـــــه ی دل

گاهی در فرا سوی این لحظات از خود میپرسم، با خود چه کردی؟!!که همچون باران میباری.. همچون باد گریزانی... درباره »
نغمـــــه ی دل
زن
امتیاز: 3138

دنبال‌شدگان

(381 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(404 کاربر)

گروه‌ها

(38 گروه)

بازدید

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

در دادگه داد به کسی داد ندادند بنیاد کسی نیست که بر باد ندادند افسوس که این دادستان به کسی فرصت داد نداد

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

من همچو برگی خشکیده ام ... دیگر رمقی نیست ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

صحبت ازفاصله نیست صحبت از مهر و وفاست شاید این فاصله ها محک عاطفه هاست

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

همه می شنوند فریاد ها را ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

باران... باران نم نم و ریز. و من... در امتداد من، نگاهم و پاهایم و خیس خیابان و آدمهای هراسان و چتر و چتر و چتر...

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

فراموش کردن انانی که زمانی هویت ساز لحظه به لحظه زندگی تو هستند سخت است

این ارسال را بازنشر کرده است.
نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

اگر خطائی را نبخشیدی بدان که ان خطا ان قدر بزرگ نبوده که قابل بخشش نباشد بلکه دل تو انقدر کوچک بوده که نتوانستی ببخشی

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

سالهاست دارم حساب میکنم ...... چگونه من بعلاوه تو شد فقط من ؟

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

خداوندا گله دارم سکوت را انتخاب میکنم برای فریاد زدنم و زندگی را به اجبار می گذرانم خداوندا گله دارم برای آنچه که می بینم اما نمی توانم کاری بکنم قفل غمها را با کدامین کلید از روزگار بگشایم خداوندا گله دارم ز این روزگار ز تاریکی ز غمها ز شادی ها ز انسانها ز خود نیز من گله دارم

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

كسی با سكوتش مرا تا بیابان بی انتها جنون برد كسی با نگاهش مرا تا درندشت دریای خون برد مرا بازگردان مرا ای به پایان رساندیه آغاز گردان

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

هر که را اسرار حق اموختند// مهر کردند و دهانش دوختند

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

دیروز با عشق می جنگیدیم و امروز با عاشقی ...! آنجا برای رزم های شبانه می رفتیم اینجا برای بزم های عاشقانه ...! دیروز با هم به دشمن می زدیم و امروز برای هم می زنیم...! آنانکه دریایی زیستند مردابی نمیمیرند...!

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

گاهی بی آنکه بخواهی، بی آنکه منتظر باشی، نجوایی چنان قلقلکت می‌دهد که محو می‌شوی در قاب خودت، دیگر نه تو هستی، نه قابی، تنها شیدایی‌ست که شعله‌ورتر می‌شود …

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

ما در عصر احتمال بسر می‌بریم در عصر شک و شاید در عصر پیش بینی وضع هوا از هر طرف که باد بیاید ! در عصر قاطعیت تردید عصر جدید عصری که هیچ اصلی جز اصل احتمال، یقینی نیست اما من بی نام تو حتی یک لحظه احتمال ندارم چشمان تو عین الیقین من قطعیت نگاه تو دین من‌ست من از تو ناگزیرم من بی نام ناگزیر تو می‌میرم … قیصر امین‌پور

این ارسال را بازنشر کرده است.
نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

نترس از هجوم حضورم، چیزی جز تنهایی با من نیست . . . سعی كن تنها باشی زیرا تنها بدنیا امدی و تنها از دنیا خواهی رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكنی.زیرا انقدر عظیم است كه تورا نابود خواهد كرد