نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
گفتم : یک کم حرف دارم با یک کم بی تابی ... ، گفت : یک کم کار دارم با یک کم بی حوصله گی ... . . . این روز ها انگار ... ، یک کم ... ، یک کم زیاد است ...
نغمـــــه ی دل
ماهی ها چقدر اشتباه میکنند، قلاب علامت کدامین سوال است بدان پاسخ میدهند؟؟ آزمون زندگی ما پر از قلاب هاست که وقتی اسیر طعمه اش می شویم تازه می فهمیم ماهی ها چقدر بی تقصیرند...
نغمـــــه ی دل
خــاطـرات خـــیـلی عـــجـیـبند گـــاهـی اوقــات مــی خـــنـدیـم ، بـه روزهــای کـه گــریـه مـی کـردیم گـــاهی گــریه مــی کـــنـیم ؛ به یــاد روزهــایــی که می خــندیـدیـم . .
نغمـــــه ی دل
در پنهان به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند...ودر آشکارا از آنان که دوستمان دارند غافلیم...شاید این است راز تنهایی ما...
نغمـــــه ی دل
آری بر سر " آ " کلاه گذاشته اند اما تو از همان کلاه سایه بانی بساز برای باران و سرما برای نور خورشید . . . از حرف ها واژه بساز واژه ی فرصت . . .
نغمـــــه ی دل
سایه ها محصول پشت کردن دیوار ها به آفتابند ، گستاخی دیوارها
را تقلید نکنیم تا آفتابی بمانیم..
نغمـــــه ی دل
اینروزها همه آدمها درد دارند؛ درد پول, درد عشق, درد تنهائی ... اینروزها چقدر یادمان می رود زندگی بکنیم ..
نغمـــــه ی دل
از میان دو واژه انسان و انسانیت، اولی در میان کوچهها و دومی در لابلای کتابها سرگردان است...!!
نغمـــــه ی دل
خدایا! از من درگذر انچه را از من بدان داناتری، و اگر بار دیگر به ان باز گردم تو نیز به بخشایش باز گرد. خدایا، انچه از اعمال نیکو که تصمیم گرفتم و انجام ندادم ببخشای خدایا، ببخشای انچه را که با زبان به تو نزدیک شدم ولی با قلب ان را ترک کردم. خدایا، ببخشای نگاه های اشارت آمیز، و سخنان بی فایده، و خواسته های بی مورد دل، و لغزش های زبان
نغمـــــه ی دل
درد دارد.... وقتی چیزی را کسر میکنی که با وجودت جمع کرده ای...!
نغمـــــه ی دل
مجنون با انگشت روی خاک مینوشت : لیلی لیلی... پرسیدند چه میکنی؟ گفت چون میسر نیست من را کام او ... عشق بازی میکنم با نام او ...
نغمـــــه ی دل
بیایید کمی هم که شده بخندیم عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچههاى کلاس عکس یادگارى بگیرد.معلم هم داشت همه بچهها را تشویق میکرد که دور هم جمع شوند. معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید : این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله. یکى از بچهها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده !
نغمـــــه ی دل
بی گناهی پای چوبه ی دار میخندید...... نمیدانست زمان ضرب و المثلها به پایان رسیده است..!!
نغمـــــه ی دل
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر انکه مرغی ز قفس پریده باشد پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 13 ساعت و 51 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 23 دقيقه قبل