@نغمـــــه ی دل آغوش تو به غیر من به روی هیچکی وا نکن منو از این دلخوشی ها ارامشم جدا نکن من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم واسه بودنه کنارت تو بگو به هرکجا پر می کشم من را توی اغوشت بگیراغوش تو مقدسه بوسیدنت برای من تولد یک نفسه چشم های مهربون تو منو به اتیش میکشه نوازش دست های توعادته ترکم نمیشه فقط تو اغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار به پای عشق من بمون هیچ کس را جای من نیار مهر لباتو روی تن و لب کسی نزن فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من
@نغمـــــه ی دل#دلتنگ و دل خسته چه در انتظارِ دیدنِ تو در رویاهای شبانه چه در انتظار فرداهای نزدیک یا دور #فردایی که در جهانی دیگر به انتظار من نشسته ای #وقتی در آسمان خیال به تو می اندیشم می بینم جا مانده ام من در این غربتکده مانده ام نمی دانم برای چه؟ #کاش سهراب راز این حقیقت را فاش می نمود "مانده ام تا به چه اندیشه کنم"؟ #شاید ...به چه اندیشه می کردم تا در حسرت نمانم... #می ترسم از فردا ...#می ترسم از مسیرمبهم آینده... مانده ام...مانده ام در هراس از کوچه های تو در تو و بن بست ندانم ها... #می ترسم از تک تک ثانیه های تکرار از وقتی که تو رفتی هر روز خورشید طلوع کرد بدون هیچ درنگی و غروب دلگیرش در سرخی نیلگون در مغرب می خواهم برایت بگویم دنیا همان دنیاست بدون هیچ تغییری ولی من تغییر کرده ام #سرشارم از بغضی در حنجره مانده لبخند هایم مصنوعی و میدانی که من همیشه #دلتنگ توام تا ابد...
@MORVARID:) :::مردی می خواست تا یک طوطی سخنگو بخرد، طوطی های متعددی را دید و قیمت جوان ترین و زیباترین شان را پرسید. فروشنده گفت: "-این طوطی؟ سه چهار میلیون! ... و دلیل آورد: - "این طوطی شعر نو میگه، تموم شعرای شاملو، اخوان، نیما و فروغ رو از حفظه!" مشتری به دنبال طوطی ارزان تر، یکی پیدا کرد که پیر بود اما هنوز آب و رنگی داشت، رو به فروشنده گفت: "- پس این را می خرم که پیر است و نباید گران باشد" - این؟!... فکرش رو نکن، قیمت این بالای شش هفت میلیونه... چون تمام اشعار حافظ و سعدی و خواجوی کرمانی رو از حفظه مرد نا امید نشد و طوطی دیگری پیدا کرد که حسابی زهوار در رفته بود، گفت: "- این که مردنی است و حتماً ارزان... " - این؟!... فکرش رو نکن، قیمت اش بالای پونزده شونزده میلیونه... چون اشعار سوزنی سمرقندی و انوری و مولوی رو حفظه... مرد که نمی خواست دست خالی برگردد به طوطی دیگری اشاره می کند که بال و پر ریخته بر کف قفس بی حرکت افتاده و لنگ هایش هوا بود.... انگار نفس هم نمی کشید. "- این یکی را می خرم که پیداست مرده، حرف که نمی زند، حتماً هیچ هنری هم ندارد و باید خیلی ارزان باشد..." - این
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 23 ساعت و 34 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 7 دقيقه قبل