@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ گاهی وقتها که روی نیمکت تنهایی ام می نشینم... آن زمان که چشمهایم پر از غوغای رها شدن است... تنها خواهش دلم حضور کسی است در کنار من... روی این نيمکت... نه کلامی می خواهم... نه نگاهی که محسور کند مرا... تنها صدای آرام بخش یک نفس کا[!]ت...
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 22 ساعت و 59 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 1 ساعت و 31 دقيقه قبل